impound

[ایالات متحده]/ɪmˈpaʊnd/
[بریتانیا]/ɪmˈpaʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور قانونی ضبط یا تصرف کردن؛ به طور موقت ذخیره کردن (خودروهای پارک شده غیرقانونی یا حیوانات گم شده) برای ادعا.

عبارات و ترکیب‌ها

vehicle impound

ضبط خودرو

impound goods

ضبط کالا

impound evidence

ضبط مدارک

جملات نمونه

capture and impound stray dogs.

گرفتن و بستن سگ‌های ولگرد

to impound someone’s property

ضبط کردن اموال شخص

impounding disputed electoral ballots.

ضبط تعرفه‌های انتخاباتی مورد مناقشه

The vehicle was impounded as part of the police investigation.

خودرو به عنوان بخشی از تحقیقات پلیس ضبط شد.

"If you leave your car beside the town hall, the police will impound it."

اگر ماشین خود را کنار ساختمان شهر رها کنید، پلیس آن را ضبط خواهد کرد.

The police had come to my house and impounded all my belongings.

پلیس به خانه من آمده و تمام وسایل من را ضبط کرده بود.

a governor who impounded monies designated for the use of cities and towns.

یک فرماندار که وجوه تعیین شده برای استفاده شهرو روستاها را ضبط کرد.

By damming the stream, the engineers impounded its waters for irrigation.

مهندسان با سد زدن جریان آب، آب آن را برای آبیاری ضبط کردند.

After the Three Gorges Reservoir impounded, due to the rise of ground water, the flabbiness layers in landslides will become soft and collapse when they meet water.

پس از احداث سد Three Gorges، به دلیل افزایش سطح آب‌های زیرزمینی، لایه‌های نرم در رانش زمین نرم و در هنگام تماس با آب فرو می‌ریزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید