impounding

[ایالات متحده]/ɪmˈpaʊndɪŋ/
[بریتانیا]/ɪmˈpaʊndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تصرف در چیزی، به ویژه توسط مقام قانونی
n. حالت نگه داشته شدن یا محبوس بودن، به ویژه توسط مقام قانونی

عبارات و ترکیب‌ها

impounding vehicle

ماشین‌گیری

impounding lot

پارکینگ ماشین‌گیری

impounding fees

هزینه‌های ماشین‌گیری

impounding order

دستور ماشین‌گیری

impounding process

فرآیند ماشین‌گیری

impounding authority

مرجع ماشین‌گیری

impounding notice

اطلاع‌رسانی ماشین‌گیری

impounding regulations

مقررات ماشین‌گیری

impounding action

اقدام ماشین‌گیری

impounding procedure

روش ماشین‌گیری

جملات نمونه

the city is impounding vehicles that are parked illegally.

شهر در حال توقیف وسایلی است که به طور غیرقانونی پارک شده اند.

they are impounding the boats due to safety violations.

آنها به دلیل نقض ایمنی در حال توقیف قایق ها هستند.

the police started impounding cars involved in street racing.

پلیس شروع به توقیف خودروهای درگیر در مسابقات خیابانی کرد.

impounding animals that are abandoned is a common practice.

توقیف حیواناتی که رها شده اند یک عمل رایج است.

the authorities are impounding the property of tax evaders.

مقامات در حال توقیف اموال فرار مالیاتی هستند.

impounding evidence is crucial for the investigation.

توقیف مدارک برای تحقیقات بسیار مهم است.

they announced the impounding of all unregistered drones.

آنها اعلام کردند که تمام پهپادهای بدون ثبت نام را توقیف خواهند کرد.

impounding items can lead to legal consequences for the owner.

توقیف اقلام می تواند منجر به عواقب قانونی برای مالک شود.

the shelter is impounding stray dogs for their safety.

سرپناه سگ های ولگرد را برای ایمنی آنها توقیف می کند.

impounding evidence is necessary to prevent tampering.

توقیف مدارک برای جلوگیری از دستکاری ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید