impounded vehicle
خودروی ضبطشده
impounded property
ملکیت ضبطشده
impounded goods
کالاهای ضبطشده
impounded animals
حیوانات ضبطشده
impounded license
گواهینامه ضبطشده
impounded boat
قایق ضبطشده
impounded documents
اسناد ضبطشده
impounded evidence
شواهد ضبطشده
impounded items
وسایل ضبطشده
impounded assets
داراییهای ضبطشده
my car was impounded after i parked in a no-parking zone.
ماشین من پس از پارک کردن در منطقه ممنوع پارک توقیف شد.
the police impounded several vehicles during the raid.
پلیس در جریان بازرسی چندین خودرو را توقیف کرد.
he was upset when his bike was impounded for illegal parking.
او ناراحت بود وقتی دوچرخه اش به دلیل پارک غیرقانونی توقیف شد.
after the accident, the truck was impounded for investigation.
پس از حادثه، کامیون برای بررسی توقیف شد.
the city impounded the abandoned cars left on the street.
شهر خودروهای رها شده که در خیابان رها شده بودند را توقیف کرد.
her license was suspended, and her car was impounded.
گواهینامه رانندگی او تعلیق شد و ماشینش توقیف شد.
they had to pay a fine to get their impounded vehicle back.
آنها مجبور شدند برای بازپسگیری وسیله نقلیه توقیف شده خود جریمهای پرداخت کنند.
the impounded goods were auctioned off to the highest bidder.
کالاهای توقیف شده به بالاترین پیشنهاد دهنده به حراج گذاشته شد.
he was warned that his car would be impounded if he parked there again.
به او هشدار داده شد که اگر دوباره آنجا پارک کند، ماشینش توقیف خواهد شد.
the authorities impounded the boat for safety violations.
مقامات قایق را به دلیل نقض قوانین ایمنی توقیف کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید