improprieties

[ایالات متحده]/ˌɪmprəˈpraɪətiz/
[بریتانیا]/ˌɪmprəˈpraɪətiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت ناپسند یا نامناسب بودن؛ رفتار یا اعمال نامناسب؛ نادرستی

عبارات و ترکیب‌ها

financial improprieties

تبدیدات مالی

ethical improprieties

تبدیدات اخلاقی

report improprieties

تبدیدات گزارش

address improprieties

رسیدگی به تبدیدات

detect improprieties

تشخیص تبدیدات

alleged improprieties

تبدیدات ادعایی

investigate improprieties

بررسی تبدیدات

reporting improprieties

گزارش تبدیدات

improprieties uncovered

تبدیدات کشف شده

improprieties revealed

تبدیدات آشکار شده

جملات نمونه

there were several improprieties in the financial report.

چندین بی‌قانونی در گزارش مالی وجود داشت.

the committee investigated the alleged improprieties.

کمیته تخلفات ادعا شده را بررسی کرد.

improprieties in the election process raised concerns.

بی‌قانونی در فرآیند انتخابات نگرانی‌ها را برانگیخت.

he was dismissed due to improprieties in his conduct.

به دلیل بی‌قانونی در رفتار او اخراج شد.

the company took action against the improprieties reported by employees.

شرکت برای مقابله با بی‌قانونی‌هایی که توسط کارمندان گزارش شده بود، اقدام کرد.

she faced criticism for her improprieties during the event.

او به دلیل بی‌قانونی‌هایش در طول رویداد مورد انتقاد قرار گرفت.

improprieties can lead to legal consequences.

بی‌قانونی‌ها می‌تواند منجر به عواقب قانونی شود.

they were accused of improprieties in their business dealings.

آنها به بی‌قانونی در معاملات تجاری خود متهم شدند.

the report highlighted several improprieties in the project.

گزارش چندین بی‌قانونی در پروژه را برجسته کرد.

addressing improprieties is crucial for maintaining integrity.

رسیدگی به بی‌قانونی‌ها برای حفظ یکپارچگی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید