impudences

[ایالات متحده]/ˈɪmpjʊdənsɪz/
[بریتانیا]/ˈɪmpjədnsɪz/

ترجمه

n. بی شرمی یا بی احترامی

عبارات و ترکیب‌ها

bold impudences

خُودداری‌های جسورانه

shameless impudences

خُودداری‌های بی‌شرمانه

frequent impudences

خُودداری‌های مکرر

outrageous impudences

خُودداری‌های زننده

open impudences

خُودداری‌های آشکار

persistent impudences

خُودداری‌های پیگیر

unacceptable impudences

خُودداری‌های غیرقابل قبول

blatant impudences

خُودداری‌های علنی

audacious impudences

خُودداری‌های جسورانه

constant impudences

خُودداری‌های دائمی

جملات نمونه

his impudences often get him into trouble.

رفتارهای بی‌ادبانه او اغلب باعث ایجاد مشکل برای او می‌شود.

she showed great impudences during the meeting.

او در طول جلسه رفتارهای بی‌ادبانه‌ای نشان داد.

the impudences of the child shocked the adults.

رفتار بی‌ادبانه کودک باعث شوکه شدن بزرگسالان شد.

he has the impudences to challenge authority.

او جسارت دارد که با اقتدار مخالفت کند.

her impudences were met with stern disapproval.

رفتارهای بی‌ادبانه او با نارضایتی شدید مواجه شد.

the impudences displayed by the guests were unacceptable.

رفتارهای بی‌ادبانه‌ای که مهمانان نشان دادند غیرقابل قبول بود.

he laughed off his impudences as just a joke.

او رفتارهای بی‌ادبانه خود را به عنوان یک شوخی دست کم گرفت.

her impudences were surprising for someone so young.

رفتارهای بی‌ادبانه او برای کسی با آن سن و سال غیرمنتظره بود.

they were shocked by his impudences at the party.

آنها از رفتارهای بی‌ادبانه او در مهمانی شوکه شدند.

his impudences are often mistaken for confidence.

اغلب رفتارهای بی‌ادبانه او به جای اعتماد به نفس اشتباه گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید