bold impudences
خُودداریهای جسورانه
shameless impudences
خُودداریهای بیشرمانه
frequent impudences
خُودداریهای مکرر
outrageous impudences
خُودداریهای زننده
open impudences
خُودداریهای آشکار
persistent impudences
خُودداریهای پیگیر
unacceptable impudences
خُودداریهای غیرقابل قبول
blatant impudences
خُودداریهای علنی
audacious impudences
خُودداریهای جسورانه
constant impudences
خُودداریهای دائمی
his impudences often get him into trouble.
رفتارهای بیادبانه او اغلب باعث ایجاد مشکل برای او میشود.
she showed great impudences during the meeting.
او در طول جلسه رفتارهای بیادبانهای نشان داد.
the impudences of the child shocked the adults.
رفتار بیادبانه کودک باعث شوکه شدن بزرگسالان شد.
he has the impudences to challenge authority.
او جسارت دارد که با اقتدار مخالفت کند.
her impudences were met with stern disapproval.
رفتارهای بیادبانه او با نارضایتی شدید مواجه شد.
the impudences displayed by the guests were unacceptable.
رفتارهای بیادبانهای که مهمانان نشان دادند غیرقابل قبول بود.
he laughed off his impudences as just a joke.
او رفتارهای بیادبانه خود را به عنوان یک شوخی دست کم گرفت.
her impudences were surprising for someone so young.
رفتارهای بیادبانه او برای کسی با آن سن و سال غیرمنتظره بود.
they were shocked by his impudences at the party.
آنها از رفتارهای بیادبانه او در مهمانی شوکه شدند.
his impudences are often mistaken for confidence.
اغلب رفتارهای بیادبانه او به جای اعتماد به نفس اشتباه گرفته میشود.
bold impudences
خُودداریهای جسورانه
shameless impudences
خُودداریهای بیشرمانه
frequent impudences
خُودداریهای مکرر
outrageous impudences
خُودداریهای زننده
open impudences
خُودداریهای آشکار
persistent impudences
خُودداریهای پیگیر
unacceptable impudences
خُودداریهای غیرقابل قبول
blatant impudences
خُودداریهای علنی
audacious impudences
خُودداریهای جسورانه
constant impudences
خُودداریهای دائمی
his impudences often get him into trouble.
رفتارهای بیادبانه او اغلب باعث ایجاد مشکل برای او میشود.
she showed great impudences during the meeting.
او در طول جلسه رفتارهای بیادبانهای نشان داد.
the impudences of the child shocked the adults.
رفتار بیادبانه کودک باعث شوکه شدن بزرگسالان شد.
he has the impudences to challenge authority.
او جسارت دارد که با اقتدار مخالفت کند.
her impudences were met with stern disapproval.
رفتارهای بیادبانه او با نارضایتی شدید مواجه شد.
the impudences displayed by the guests were unacceptable.
رفتارهای بیادبانهای که مهمانان نشان دادند غیرقابل قبول بود.
he laughed off his impudences as just a joke.
او رفتارهای بیادبانه خود را به عنوان یک شوخی دست کم گرفت.
her impudences were surprising for someone so young.
رفتارهای بیادبانه او برای کسی با آن سن و سال غیرمنتظره بود.
they were shocked by his impudences at the party.
آنها از رفتارهای بیادبانه او در مهمانی شوکه شدند.
his impudences are often mistaken for confidence.
اغلب رفتارهای بیادبانه او به جای اعتماد به نفس اشتباه گرفته میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید