impugned

[ایالات متحده]/ɪmˈpjuːnd/
[بریتانیا]/ɪmˈpjuːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چالش کشیدن یا سوال کردن از اعتبار چیزی؛ داشتن تردید درباره چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

impugned evidence

شهادت مورد اعتراض

impugned statement

اظهارات مورد اعتراض

impugned authority

قدرت مورد اعتراض

impugned actions

اقدامات مورد اعتراض

impugned motives

انگیزه‌های مورد اعتراض

impugned claims

ادعاهای مورد اعتراض

impugned character

شخصیت مورد اعتراض

impugned reputation

شهرت مورد اعتراض

impugned legitimacy

مشروعیت مورد اعتراض

impugned decision

تصمیم مورد اعتراض

جملات نمونه

the integrity of the witness was impugned during the trial.

یکپارچگی شاهد در طول محاکمه زیر سوال رفت.

his motives were impugned by several critics.

انگیزه‌های او توسط چندین منتقد زیر سوال رفت.

the policy was impugned for lacking transparency.

سیاست به دلیل فقدان شفافیت زیر سوال رفت.

her character was impugned by false rumors.

شخصیت او توسط شایعات نادرست زیر سوال رفت.

the decision was impugned by various stakeholders.

تصمیم توسط ذینفعان مختلف زیر سوال رفت.

they impugned his credibility in the debate.

آنها اعتبار او را در بحث زیر سوال بردند.

his actions were impugned as unethical.

اقدامات او به عنوان غیراخلاقی زیر سوال رفت.

the findings of the report were impugned by experts.

یافته‌های گزارش توسط کارشناسان زیر سوال رفت.

the judge's impartiality was impugned by the defense.

بی‌طرفی قاضی توسط دفاع مورد سوال قرار گرفت.

many people impugned the effectiveness of the new law.

بسیاری از مردم اثربخشی قانون جدید را زیر سوال بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید