in-class

[ایالات متحده]/[ˈɪnˌklæs]/
[بریتانیا]/[ˈɪnˌklæs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رخ دادن یا انجام شدن در طول یک کلاس؛ مربوط به یا ویژگی یک کلاس.
n. یک بازه زمانی گذرنده در کلاس.

عبارات و ترکیب‌ها

in-class activity

فعالیت در کلاس

in-class discussion

بحث در کلاس

in-class participation

شرکت در کلاس

in-class work

کار در کلاس

in-class presentation

ارائه در کلاس

in-class time

زمان در کلاس

in-class quiz

آزمون در کلاس

in-class learning

یادگیری در کلاس

during in-class

در حین کلاس

in-class assessment

ارزیابی در کلاس

جملات نمونه

students actively participate in-class discussions.

دانشجویان فعالانه در بحث‌های درس شرکت می‌کنند.

the professor’s in-class demonstrations were helpful.

نمایش‌های درسی استاد مفید بود.

i often take notes in-class to review later.

من اغلب در درس یادداشت می‌گیرم تا بعداً مرور کنم.

the in-class activities boosted student engagement.

فعالیت‌های درسی مشارکت دانشجویان را افزایش داد.

he frequently asks questions in-class to clarify concepts.

او اغلب در درس سوال می‌پرسد تا مفاهیم را روشن کند.

the instructor provided valuable in-class feedback.

معلم بازخورد مفیدی در درس ارائه کرد.

group projects are sometimes assigned as in-class work.

گاهی پروژه‌های گروهی به عنوان کار در درس تخصیص داده می‌شود.

she excels at presenting her ideas in-class.

او در ارائه ایده‌های خود در درس ماهر است.

the in-class quiz assessed understanding of the material.

آزمون درسی درک مطالب را ارزیابی کرد.

it’s important to be prepared for in-class activities.

به دلیل اهمیت آمادگی برای فعالیت‌های درسی.

the professor encouraged in-class collaboration among students.

استاد همکاری در میان دانشجویان در درس را تشویق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید