| جمع | inats |
his inat cost him the promotion he deserved.
این پیگیری او باعث از دست دادن پیشنهاد ارتقاء شد که به واسیلهی آن قابلیت داشت.
she refused to compromise out of pure inat.
او به دلیل پیگیری خالص، به گفتنی کمک نکرد.
the inat between the two families lasted for generations.
پیگیری بین دو خانواده برای چند نسل ادامه یافت.
his inat is both his greatest strength and his fatal weakness.
پیگیری او هم قوت بزرگ و هم ضعف فatal اوست.
she showed incredible inat learning to play the violin at sixty.
او در ۶۰ سالگی نشان داد که چگونه به یادگیری بازی ویولن با پیگیری بی precedent میپردازد.
the farmer's inat kept him on the land through difficult times.
پیگیری کشاورز او را در زمانهای دشوار در زمین حفظ کرد.
their stubborn inat prevented any meaningful dialogue.
پیگیری چوبیشان هرگونه گفتگوی معنیداری را جلوگیری کرد.
i respect her inat to pursue her dreams against all advice.
من به پیگیری او برای دنبال کردن رویاها خلاف هرگونه مشورت احترام میگذارم.
his inat made him continue training despite the injury.
پیگیری او باعث شد که با وجود زخم، تمرین را ادامه دهد.
the toddler's inat about wearing shoes was legendary.
پیگیری کودک در مورد پوشیدن کفشها اسطورهای بود.
her inat is often mistaken for arrogance by those who don't know her.
پیگیری او اغلب توسط آنهایی که او را نمیشناسند به عنوان تعلقگذاری اشتباه میشود.
they maintained their inat even when all evidence proved them wrong.
همچنان پیگیری خود را حفظ کردند، حتی وقتی تمام شواهد آنها را نادرست ثابت کرد.
his inat during the negotiations finally yielded results.
پیگیری او در مذاکرات در نهایت نتایجی به دست آورد.
the team's inat led them to victory against all predictions.
پیگیری تیم آنها را به پیروزی در برابر تمام پیشبینیها رساند.
her inat to keep the old traditions alive inspired everyone.
پیگیری او برای حفظ سنتهای قدیمی تمام کسان را الهام بخشید.
his inat cost him the promotion he deserved.
این پیگیری او باعث از دست دادن پیشنهاد ارتقاء شد که به واسیلهی آن قابلیت داشت.
she refused to compromise out of pure inat.
او به دلیل پیگیری خالص، به گفتنی کمک نکرد.
the inat between the two families lasted for generations.
پیگیری بین دو خانواده برای چند نسل ادامه یافت.
his inat is both his greatest strength and his fatal weakness.
پیگیری او هم قوت بزرگ و هم ضعف فatal اوست.
she showed incredible inat learning to play the violin at sixty.
او در ۶۰ سالگی نشان داد که چگونه به یادگیری بازی ویولن با پیگیری بی precedent میپردازد.
the farmer's inat kept him on the land through difficult times.
پیگیری کشاورز او را در زمانهای دشوار در زمین حفظ کرد.
their stubborn inat prevented any meaningful dialogue.
پیگیری چوبیشان هرگونه گفتگوی معنیداری را جلوگیری کرد.
i respect her inat to pursue her dreams against all advice.
من به پیگیری او برای دنبال کردن رویاها خلاف هرگونه مشورت احترام میگذارم.
his inat made him continue training despite the injury.
پیگیری او باعث شد که با وجود زخم، تمرین را ادامه دهد.
the toddler's inat about wearing shoes was legendary.
پیگیری کودک در مورد پوشیدن کفشها اسطورهای بود.
her inat is often mistaken for arrogance by those who don't know her.
پیگیری او اغلب توسط آنهایی که او را نمیشناسند به عنوان تعلقگذاری اشتباه میشود.
they maintained their inat even when all evidence proved them wrong.
همچنان پیگیری خود را حفظ کردند، حتی وقتی تمام شواهد آنها را نادرست ثابت کرد.
his inat during the negotiations finally yielded results.
پیگیری او در مذاکرات در نهایت نتایجی به دست آورد.
the team's inat led them to victory against all predictions.
پیگیری تیم آنها را به پیروزی در برابر تمام پیشبینیها رساند.
her inat to keep the old traditions alive inspired everyone.
پیگیری او برای حفظ سنتهای قدیمی تمام کسان را الهام بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید