incandesce

[ایالات متحده]/ˌɪn.kənˈdɛs/
[بریتانیا]/ˌɪn.kənˈdɛs/

ترجمه

vt. ساطع کردن
vi. ساطع شدن
v. (به) ساطع شدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریincandescing
زمان گذشتهincandesced
قسمت سوم فعلincandesced
شکل سوم شخص مفردincandesces

عبارات و ترکیب‌ها

incandesce brightly

درخشش شدید

incandesce with passion

با اشتیاق بدرخشش

incandesce in darkness

در تاریکی بدرخشش

incandesce like stars

مانند ستارگان بدرخشش

incandesce under pressure

تحت فشار بدرخشش

incandesce with hope

با امید بدرخشش

incandesce in beauty

با زیبایی بدرخشش

incandesce at night

در شب بدرخشش

incandesce from within

از درون بدرخشش

incandesce with joy

با شادی بدرخشش

جملات نمونه

the light bulb began to incandesce brightly.

لامپ شروع به درخشیدن شدید کرد.

as the temperature rose, the metal started to incandesce.

با افزایش دما، فلز شروع به درخشیدن کرد.

the stars incandesce in the night sky.

ستاره ها در آسمان شب می درخشند.

during the experiment, the filament will incandesce.

در طول آزمایش، حباب نورانی شروع به درخشیدن خواهد کرد.

when heated, the substance will incandesce.

هنگامی که گرم می شود، ماده شروع به درخشیدن می کند.

the campfire began to incandesce as the logs burned.

با سوختن چوب ها، آتشگاه شروع به درخشیدن کرد.

she watched the embers incandesce in the fireplace.

او با تماشای گداختگی در شومینه، شاهد درخشیدن آن بود.

the incandescent bulbs incandesce with a warm glow.

لامپ های رشته ای با درخشندگی گرم درخشیدن دارند.

as dusk fell, the streetlights began to incandesce.

همانطور که شب فرا می رسید، چراغ های خیابان شروع به درخشیدن کردند.

the artist used colors that seem to incandesce on the canvas.

هنرمند از رنگ هایی استفاده کرد که به نظر می رسد روی بوم می درخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید