incandescents

[ایالات متحده]/ˌɪnkænˈdesnt/
[بریتانیا]/ˌɪnkænˈdesnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درخشان; تابناک; پرشور

عبارات و ترکیب‌ها

incandescent lamp

لامپ رشته‌ای

incandescent light

نور رشته‌ای

incandescent bulb

لامپ رشته‌ای

جملات نمونه

plumes of incandescent liquid rock.

ابر غباری از سنگ مذاب درخشان

Flames consist of incandescent gases.

شعله از گازهای درخشان تشکیل شده است.

I am incandescent at the way the OFT has acted.

من به نحوه عملکرد OFT بسیار خشمگین هستم.

Mravinsky's incandescent performance of Siegfried's Funeral March.

اجرای درخشان Mravinsky از رژه عزاداری سیگفرید.

Characteristic:Good in photo chromism,neediless to use additional ballast and used as a ssubsti tute for incandescent bulb.

ویژگی: خوب در کرومیسم عکاسی، نیازی به استفاده از بالم اضافی نیست و به عنوان جایگزینی برای لامپ رشته ای استفاده می شود.

The assemblies are a direct replacement for older style incandescent bulbs, fitting into the roundel ring as a replacement for the existing roundel, reflector and bracket.

این قطعات جایگزینی مستقیم برای لامپ‌های رشته‌ای قدیمی هستند و به عنوان جایگزینی برای رینگ، بازتابنده و براکت موجود در رینگ گرد نصب می‌شوند.

His major inventions include phonograph, kinetoscope, dictaphone, incandescent light bulb and tattoo gun etc.

اختراعات مهم او شامل گرامافون، کینتوسکوپ، دایکتوفون، لامپ درخشان و تفنگ خالکوب و غیره است.

Automatic filter detection: Speedlight automatically adjusts the attached camera's white balance settings when a fluorescent or incandescent color filter is used.

تشخیص خودکار فیلتر: Speedlight به طور خودکار تنظیمات تعادل سفيد دوربین متصل را هنگام استفاده از فیلتر رنگی فلورسنت یا درخشان تنظیم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید