incisivenesses

[ایالات متحده]/ɪnˈsaɪsɪvnəsɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈsaɪsɪvnəsɪz/

ترجمه

n. وضوح و صراحت در تفکر یا بیان

عبارات و ترکیب‌ها

sharp incisivenesses

برش‌های تیز

critical incisivenesses

برش‌های انتقادی

intellectual incisivenesses

برش‌های فکری

analytical incisivenesses

برش‌های تحلیلی

verbal incisivenesses

برش‌های کلامی

creative incisivenesses

برش‌های خلاقانه

emotional incisivenesses

برش‌های احساسی

strategic incisivenesses

برش‌های استراتژیک

practical incisivenesses

برش‌های عملی

social incisivenesses

برش‌های اجتماعی

جملات نمونه

her incisivenesses in analysis impressed the entire team.

ظرافت و دقت تحلیل او تاثیر مثبتی بر کل تیم گذاشت.

the professor's incisivenesses made the lecture engaging.

ظرافت و دقت صحبت‌های استاد باعث جذابیت سخنرانی شد.

his incisivenesses helped clarify complex issues.

ظرافت و دقت او به روشن شدن مسائل پیچیده کمک کرد.

she demonstrated her incisivenesses during the debate.

او در طول بحث، ظرافت و دقت خود را نشان داد.

the incisivenesses of her critique were well-received.

نقد و بررسی‌های او با ظرافت و دقت، مورد استقبال قرار گرفت.

his incisivenesses are what set him apart from others.

ظرافت و دقت او چیزی بود که او را از دیگران متمایز می‌کرد.

the report was praised for its incisivenesses.

گزارش به دلیل ظرافت و دقتش مورد تحسین قرار گرفت.

in discussions, her incisivenesses often lead to breakthroughs.

در بحث‌ها، ظرافت و دقت او اغلب منجر به پیشرفت‌ها می‌شود.

his incisivenesses in writing made the article compelling.

ظرافت و دقت او در نوشتن باعث جذابیت مقاله شد.

they valued her incisivenesses in strategic planning.

آنها به ظرافت و دقت او در برنامه‌ریزی استراتژیک ارزش قائل بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید