incisuras

[ایالات متحده]/ɪnˈsɪʒ.ər.əs/
[بریتانیا]/ɪnˈsɪʒ.ər.əs/

ترجمه

n. نشانه‌های برش؛ خطوطی که بر روی یک سطح برای عمیق‌تر کردن تن‌ها کشیده می‌شوند (عمدتاً در نقاشی‌های دیواری استفاده می‌شوند)

عبارات و ترکیب‌ها

incisuras of bones

برش‌های استخوانی

incisuras in anatomy

برش‌ها در آناتومی

incisuras in teeth

برش‌ها در دندان‌ها

incisuras on skull

برش‌ها روی جمجمه

incisuras of nerves

برش‌های اعصاب

incisuras of muscles

برش‌های عضلانی

incisuras in fossils

برش‌ها در فسیل‌ها

incisuras in plants

برش‌ها در گیاهان

incisuras in shells

برش‌ها در صدف‌ها

incisuras on rocks

برش‌ها روی سنگ‌ها

جملات نمونه

incisuras are important features in anatomy.

برش‌ها ویژگی‌های مهمی در آناتومی هستند.

the incisuras help in identifying different species.

برش‌ها به شناسایی گونه‌های مختلف کمک می‌کنند.

studying incisuras can reveal evolutionary changes.

مطالعه برش‌ها می‌تواند تغییرات تکاملی را نشان دهد.

incisuras can be found in various organisms.

برش‌ها را می‌توان در موجودات مختلف یافت.

understanding incisuras is crucial for medical students.

درک برش‌ها برای دانشجویان پزشکی بسیار مهم است.

some fossils show distinct incisuras.

برخی از فسیل‌ها برش‌های مشخصی نشان می‌دهند.

incisuras may indicate the age of the specimen.

برش‌ها ممکن است سن نمونه را نشان دهند.

in biology, incisuras are often studied for classification.

در زیست‌شناسی، برش‌ها اغلب برای طبقه‌بندی مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

researchers focus on the role of incisuras in function.

محققان بر نقش برش‌ها در عملکرد تمرکز می‌کنند.

incisuras can vary greatly among different species.

برش‌ها می‌توانند در گونه‌های مختلف بسیار متفاوت باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید