inconcilable

[ایالات متحده]/[ɪnˈkɒnsɪləbəl]/
[بریتانیا]/[ɪnˈkɑnsɪləbəl]/

ترجمه

adj. غیرقابل تطبیق یا حل کردن؛ غیرقابل تطبیق.

جملات نمونه

the two parties have inconcilable differences that prevent any agreement.

دو طرف اختلافات غیرقابل تسویه دارند که هر گونه توافقی را ممنوع می‌کند.

their political views are inconcilable.

نظرات سیاسی آنها غیرقابل تسویه است.

there is an inconcilable gap between the rich and the poor.

بین ثروتمندان و فقیران یک فاصله غیرقابل تسویه وجود دارد.

the couple had inconcilable disagreements over money.

این زوج در مورد پول اختلافات غیرقابل تسویه داشتند.

these are inconcilable positions that cannot be compromised.

این موضع‌ها غیرقابل تسویه هستند که نمی‌توان آنها را جانبداری کرد.

the inconcilable conflict has lasted for decades.

این درگیری غیرقابل تسویه به دهه‌ها ادامه یافته است.

they hold inconcilable opinions on this matter.

آنها در این مورد نظرات غیرقابل تسویه دارند.

the dispute proved to be inconcilable.

این اختلاف ثابت شد که غیرقابل تسویه است.

our demands are inconcilable with their proposals.

درخواست‌های ما با پیشنهاد‌های آنها غیرقابل تسویه است.

the brothers had inconcilable differences that tore the family apart.

برادران اختلافات غیرقابل تسویه‌ای داشتند که خانواده را از هم جدا کرد.

the union faced an inconcilable dispute over working conditions.

این اتحاد با یک اختلاف غیرقابل تسویه در مورد شرایط کار مواجه شد.

they represent two inconcilable philosophies of governance.

آنها دو فلسفه غیرقابل تسویه حکومت را نمایندگی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید