increments

[ایالات متحده]/ˈɪŋkrəmənts/
[بریتانیا]/ˈɪŋkrəmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع increment; یک افزایش یا اضافه; افزایش های دوره ای در حقوق

عبارات و ترکیب‌ها

small increments

افزایش‌های کوچک

gradual increments

افزایش‌های تدریجی

incremental changes

تغییرات افزایشی

salary increments

افزایش حقوق

time increments

افزایش زمان

performance increments

افزایش عملکرد

data increments

افزایش داده

incremental steps

مراحل افزایشی

incremental updates

به‌روزرسانی‌های افزایشی

incremental growth

رشد افزایشی

جملات نمونه

the project will be completed in increments.

پروژه به صورت افزایشی تکمیل خواهد شد.

we will increase our budget in small increments.

ما بودجه خود را به صورت تدریجی و در مقادیر کم افزایش خواهیم داد.

she improved her skills in increments over time.

او مهارت‌های خود را به تدریج و در طول زمان بهبود بخشید.

the temperature will rise in small increments.

دما به صورت تدریجی و در مقادیر کم افزایش خواهد یافت.

he received his salary in monthly increments.

او حقوق خود را به صورت افزایشی ماهانه دریافت کرد.

they made changes to the plan in increments.

آنها تغییراتی را در طرح به صورت افزایشی ایجاد کردند.

fitness progress often happens in small increments.

پیشرفت در تناسب اندام اغلب به صورت تدریجی و در مقادیر کم اتفاق می‌افتد.

the software updates will be released in increments.

به‌روزرسانی نرم‌افزارها به صورت افزایشی منتشر خواهند شد.

learning a new language is often done in increments.

یادگیری یک زبان جدید اغلب به صورت افزایشی انجام می‌شود.

she saved money in small increments each month.

او هر ماه به صورت تدریجی و در مقادیر کم پس‌انداز می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید