incrusts

[ایالات متحده]/[ˈɪŋkrʌst]/
[بریتانیا]/[ˈɪŋkrʌst]/

ترجمه

n. یک الگوی زیبایی که با جواهر یا مواد دیگر درج می‌شود؛ یک پوشش یا لایه‌ای که روی یک سطح تشکیل می‌شود.
v. پوشاندن یا زینت‌آوری با لایه‌های یا پوشش‌هایی؛ تشکیل یک لایه یا پوشش روی چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

incrusts stone

سنگ‌های چسبیده

incrusted metal

فولاد چسبیده

incrusting shells

پوسته‌های چسبیده

incrusted surface

سطوح چسبیده

incrusts coral

کورال‌های چسبیده

he incrusts

او چسباند

incrusted wood

چوب چسبیده

incrusts gems

گوهرهای چسبیده

she incrusted

او چسباند

incrusts glass

شیشه‌های چسبیده

جملات نمونه

the ancient vase was heavily incrusted with intricate patterns.

جعبه‌ای باستانی با الگوهای پیچیده پوشیده شده بود.

the coral reef was incrusted with barnacles and seaweed.

کفه‌های دریا با لواشک و جلبک پوشیده شده بود.

the jewelry was incrusted with diamonds and rubies.

جواهرات با الماس و گوهر قرمز پوشیده شده بود.

the cave walls were incrusted with mineral deposits.

دیواره‌های اتاقه با رسوبات معدنی پوشیده شده بود.

the metal surface was incrusted with a layer of rust.

سطوح فلزی با یک لایه زنگ پوشیده شده بود.

the teeth were incrusted with plaque and tartar.

دندان‌ها با لایه‌های لعاب و چربی پوشیده شده بود.

the sculpture was incrusted with gold leaf for a luxurious effect.

مصنوعات با گوشه‌های طلا برای ایجاد اثر لوکس پوشیده شده بود.

the old building's facade was incrusted with grime and soot.

پیش‌بینی ساختمان قدیمی با گردو و سیاهی پوشیده شده بود.

the rock face was incrusted with crystals of quartz.

وجه سنگ با بلورهای کوارتز پوشیده شده بود.

the handle of the knife was incrusted with ivory.

مقبض کنیف با ناخن گوزن پوشیده شده بود.

the pottery was incrusted with a delicate floral design.

تولیدات با طرح گل‌های ظریف پوشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید