incumbency

[ایالات متحده]/ɪn'kʌmb(ə)nsɪ/
[بریتانیا]/ɪnˈkʌmbənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت فعلی قدرت، موقعیت فعلی اقتدار، دوره تصدی مقام
Word Forms

جملات نمونه

Incumbency brings both power and responsibility.

احراز مقام، هم قدرت و هم مسئولیت به ارمغان می‌آورد.

Incumbency advantage can help in winning elections.

مزیت احراز مقام می‌تواند در برنده شدن در انتخابات کمک کند.

Incumbency can provide valuable experience in governance.

احراز مقام می‌تواند تجربه ارزشمندی در اداره کشور به ارمغان آورد.

Incumbency can sometimes lead to complacency.

احراز مقام گاهی اوقات می‌تواند منجر به خودراضى‌بینی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید