incurring

[ایالات متحده]/ɪnˈkɜː(r)/
[بریتانیا]/ɪnˈkɜːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به وجود آوردن; تحمل کردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

incur debt

درآمد بدهی

incur expenses

تحمل هزینه

incur losses

تحمل ضرر

جملات نمونه

incur the anger of a friend.

خشم یک دوست را برانگیخت.

The currency curriculum made the excursionist incur lo of time and money.

برنامه درسی ارز باعث شد که گردشگر زمان و پول از دست بدهد.

The currency curriculum did the excursionist incur loss of time and cash.

برنامه درسی ارز باعث شد که گردشگر زمان و پول از دست بدهد.

Any costs that you incur will be reimbursed in full.

هزینه های شما به طور کامل جبران خواهد شد.

The low-order linear interpolating will incur more aliase noise.

درونیابی خطی مرتبه پایین تر باعث ایجاد نویزهای بیشتر خواهد شد.

An apostate from the faith, a heretic or a schismatic incurs a latae sententiae excommunication [...

يك كافر از دين، يك بدعت‌گذار يا يك شكافه‌گر مشمول تكليف تبعيد مي‌شود [...

2 Profits gained from the overtrade will not be given to the clients,but clients will be liable for any losses and expenses incur in Overtrade.

۲. سود حاصل از معامله مازاد به مشتریان داده نخواهد شد، اما مشتریان مسئول هرگونه ضرر و هزینه ای هستند که در معامله مازاد ایجاد می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید