incurrings

[ایالات متحده]/ɪnˈkɜːrɪŋz/
[بریتانیا]/ɪnˈkɜːrɪŋz/

ترجمه

n. عمل کردن به چیزی منفی؛ حالت داشتن چیزی ناخواسته یا مضر را به خود آورده باشیم.

عبارات و ترکیب‌ها

incurring costs

تحمل هزینه

incurring expenses

تحمل هزینه‌ها

incurring losses

تحمل زیان

incurring debts

تحمل بدهی

avoiding incurrings

جلوگیری از تحمل

reducing incurrings

کاهش تحمل

جملات نمونه

the company reported significant incurrings in the first quarter.

شرکت در چهارمین فصل مالیات‌های معنی‌داری گزارش داد.

we need to monitor all incurrings related to the project.

ما باید تمام مالیات‌های مربوط به پروژه را نظارت کنیم.

the incurrings exceeded our initial budget estimate.

مالیات‌ها بیشتر از تخمین بودجه اولیه ما بود.

unexpected incurrings arose during the construction phase.

مالیات‌های غیرمنتظره در فاز ساخت و ساز رخ داد.

please provide documentation for all incurrings.

لطفاً مستنداتی برای تمام مالیات‌ها ارائه دهید.

the incurrings include travel expenses and accommodation costs.

مالیات‌ها شامل هزینه‌های سفر و هزینه‌های اقامت می‌شود.

we must reduce incurrings to improve profitability.

ما باید مالیات‌ها را کاهش دهیم تا سودآوری را بهبود بخشیم.

the audit revealed unauthorized incurrings.

بررسی مالیات‌های غیرمجاز را نشان داد.

these incurrings are not covered by the contract.

این مالیات‌ها توسط قرارداد پوشش داده نمی‌شوند.

future incurrings will require prior approval.

مالیات‌های آینده نیاز به تأیید قبلی خواهند داشت.

monthly incurrings have increased due to rising material costs.

مالیات‌های ماهیانه به دلیل افزایش هزینه مواد افزایش یافته‌اند.

the department is responsible for tracking all incurrings.

این بخش مسئول دنبال کردن تمام مالیات‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید