indigently

[ایالات متحده]/ˈɪndɪdʒəntli/
[بریتانیا]/ˈɪndɪdʒəntli/

ترجمه

adv. در حالت فقر

عبارات و ترکیب‌ها

indigently poor

فقیر به شدت

indigently dressed

بدپوشش

indigently living

زندگی فقیرانه

indigently begging

گدایی کردن به شدت

indigently supported

حمایت نشده به شدت

indigently housed

بدخانگی

indigently funded

بدترتیب تامین مالی

indigently educated

بد آموزش دیده

indigently provided

بد فراهم شده

indigently treated

بد رفتار شده

جملات نمونه

he looked at me indigently when i questioned his decision.

او با حالتی حقه‌دار به من نگاه کرد وقتی تصمیم او را زیر سوال بردم.

she spoke indigently about the unfair treatment she received.

او با حالتی حقه‌دار در مورد رفتار ناعادلانه‌ای که دریافت کرده بود، صحبت کرد.

the workers reacted indigently to the new policies.

کارگران با حالتی حقه‌دار به سیاست‌های جدید واکنش نشان دادند.

she raised her voice indigently during the debate.

او در طول بحث با حالتی حقه‌دار صدای خود را بالا برد.

the crowd reacted indigently to the politician's remarks.

مردم با حالتی حقه‌دار به صحبت‌های سیاستمدار واکنش نشان دادند.

he was indigently defending his right to speak.

او با حالتی حقه‌دار در حال دفاع از حق صحبت کردن خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید