individuated

[ایالات متحده]/ˌɪndɪˈvɪdʒueɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌɪndɪˈvɪdʒueɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به فردیت بخشیدن؛ فردی یا متمایز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

individuated self

خودِ فردی‌شده

individuated identity

هویت فردی‌شده

individuated experience

تجربه فردی‌شده

individuated perspective

دیدگاه فردی‌شده

individuated approach

رویکرد فردی‌شده

individuated learning

یادگیری فردی‌شده

individuated expression

ابراز فردی‌شده

individuated thought

فکر فردی‌شده

individuated behavior

رفتار فردی‌شده

individuated development

توسعه فردی‌شده

جملات نمونه

the therapist helped her develop an individuated sense of self.

درمانگر به او کمک کرد تا یک حس خودمدیریته را توسعه دهد.

each student needs an individuated approach to learning.

هر دانش آموزی به یک رویکرد فردمحور در یادگیری نیاز دارد.

individuated attention can enhance a child's development.

توجه فردمحور می تواند باعث افزایش رشد کودک شود.

they focus on creating individuated experiences for their clients.

آنها بر ایجاد تجربیات فردمحور برای مشتریان خود تمرکز می کنند.

individuated care is essential in mental health treatment.

مراقبت فردمحور در درمان بهداشت روان ضروری است.

her art style is very individuated, reflecting her unique vision.

سبک هنری او بسیار فردمحور است و نشان دهنده دیدگاه منحصر به فرد او است.

individuated strategies can lead to better outcomes in therapy.

استراتژی های فردمحور می تواند منجر به نتایج بهتر در درمان شود.

the program offers individuated support for each participant.

این برنامه از حمایت فردمحور برای هر شرکت کننده پشتیبانی می کند.

understanding individuated needs is crucial in education.

درک نیازهای فردمحور در آموزش بسیار مهم است.

her individuated approach to coaching has helped many athletes.

رویکرد فردمحور او در مربیگری به بسیاری از ورزشکاران کمک کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید