indoctrinator

[ایالات متحده]/[ˌɪndɒkˈtrɪneɪtər]/
[بریتانیا]/[ˌɪndəˈktrɪneɪtər]/

ترجمه

n. شخصی که دیگران را تلقین می‌کند؛ کسی که مجموعه‌ای از باورها را بر دیگران تحمیل می‌کند.
v. تلقین کردن کسی.

جملات نمونه

the cult leader acted as an insidious indoctrinator, manipulating vulnerable followers.

رهبر فرقه‌گر به عنوان یک مغروبه‌گر خبیث عمل می‌کرد و پیروان آسیب‌پذیر را دستکاری می‌نمود.

parents worried about their child falling under the influence of a persuasive indoctrinator.

والدین نگران بودند که فرزندشان تحت تأثیر یک مغروبه‌گر متقاعدکننده قرار گیرد.

he was a skilled indoctrinator, shaping public opinion through carefully crafted messaging.

او یک مغروبه‌گر ماهر بود که با پیام‌رسانی دقیق و طراحی‌شده، افکار عمومی را شکل می‌داد.

the political party employed an indoctrinator to spread their ideology among young people.

حزب سیاسی از یک مغروبه‌گر برای انتشار ایدئولوژی خود در میان جوانان استفاده کرد.

she exposed the school's headmaster as a ruthless indoctrinator pushing a rigid curriculum.

او مدیر مدرسه را به عنوان یک مغروبه‌گر بی‌رحم که یک برنامه درسی سفت و سخت را تبلیغ می‌کرد، افشا کرد.

the film depicted a charismatic indoctrinator gaining control over a remote community.

فیلم به تصویر کشید که یک مغروبه‌گر کاریزماتیک چگونه کنترل یک جامعه دورافتاده را به دست می‌گیرد.

he warned against the dangers of being manipulated by a zealous indoctrinator.

او در مورد خطرات دستکاری شدن توسط یک مغروبه‌گر متعصب هشدار داد.

the university investigated allegations of a professor acting as an ideological indoctrinator.

دانشگاه اتهاماتی مبنی بر اینکه یک استاد به عنوان یک مغروبه‌گر ایدئولوژیک عمل می‌کند، را بررسی کرد.

the group sought to counter the influence of a powerful indoctrinator promoting misinformation.

گروه به دنبال مقابله با تأثیر یک مغروبه‌گر قدرتمند که اطلاعات نادرست را ترویج می‌کرد، بود.

he resigned after being accused of being an aggressive indoctrinator within the organization.

او پس از متهم شدن به عنوان یک مغروبه‌گر تهاجمی در داخل سازمان استعفا داد.

the activist challenged the role of the state as a pervasive indoctrinator of its citizens.

فعال، نقش دولت را به عنوان یک مغروبه‌گر فراگیر شهروندان به چالش کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید