infelicities

[ایالات متحده]/ˌɪnfəˈlɪsɪtiz/
[بریتانیا]/ˌɪnfəˈlɪsɪtiz/

ترجمه

n. اظهار نظر یا بیان نامناسب; بدبختی‌ها یا حوادث نامطلوب

عبارات و ترکیب‌ها

social infelicities

نامناسبی‌های اجتماعی

linguistic infelicities

نامناسبی‌های زبانی

emotional infelicities

نامناسبی‌های عاطفی

cultural infelicities

نامناسبی‌های فرهنگی

political infelicities

نامناسبی‌های سیاسی

personal infelicities

نامناسبی‌های شخصی

professional infelicities

نامناسبی‌های حرفه‌ای

stylistic infelicities

نامناسبی‌های سبکی

ethical infelicities

نامناسبی‌های اخلاقی

contextual infelicities

نامناسبی‌های زمینه‌ای

جملات نمونه

his speech was filled with infelicities that distracted the audience.

سخنرانی او مملو از نقصانی‌هایی بود که باعث حواس‌پرتی مخاطبان شد.

she pointed out the infelicities in his argument.

او به نقصانی‌های استدلال او اشاره کرد.

the editor corrected several infelicities in the manuscript.

ویراستار چندین نقصانی را در دست‌نویس تصحیح کرد.

his choice of words led to infelicities in the poem.

انتخاب کلمات او منجر به نقصانی در شعر شد.

they discussed the infelicities of the translation.

آنها درباره نقصانی‌های ترجمه بحث کردند.

infelicities in communication can lead to misunderstandings.

نقصانی در ارتباطات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

his infelicities made it hard to take him seriously.

نقصانی‌های او باعث می‌شد او را جدی نگرفتند.

the report highlighted several infelicities in the data.

گزارش چندین نقصانی را در داده‌ها برجسته کرد.

infelicities in the presentation affected the overall impression.

نقصانی در ارائه بر روی تاثیر کلی تاثیر گذاشت.

she was aware of the infelicities in her writing style.

او از نقصانی‌های سبک نوشتاری خود آگاه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید