inflects verbs
افعال را تغییر میدهد
inflects nouns
اسمها را تغییر میدهد
inflects adjectives
صفتها را تغییر میدهد
inflects pronouns
ضمایر را تغییر میدهد
inflects tenses
زمانها را تغییر میدهد
inflects cases
حالتها را تغییر میدهد
inflects moods
حالتهای روحی را تغییر میدهد
inflects numbers
اعداد را تغییر میدهد
inflects forms
فرمها را تغییر میدهد
inflects languages
زبانها را تغییر میدهد
the verb inflects based on the subject.
فعل بر اساس فاعل تغییر میکند.
in english, the noun inflects for plural forms.
در زبان انگلیسی، اسم برای جمع تغییر شکل میدهد.
the way she inflects her voice shows her emotions.
نحوه ای که او صدای خود را تغییر میدهد، احساسات او را نشان میدهد.
he inflects his speech to emphasize key points.
او برای تاکید بر نکات کلیدی، طرز صحبت خود را تغییر میدهد.
some languages inflect for gender and case.
برخی از زبانها برای جنسیت و حالت تغییر شکل میدهند.
the actor inflects his lines for dramatic effect.
بازیگر برای ایجاد جلوهای دراماتیک، دیالوگهای خود را تغییر میدهد.
she inflects her sentences to convey sarcasm.
او برای نشان دادن طعنه، جملات خود را تغییر میدهد.
the teacher explains how the word inflects in different tenses.
معلم توضیح میدهد که چگونه این کلمه در زمانهای مختلف تغییر میکند.
the inflection of the word changes its meaning.
تغییر شکل کلمه معنای آن را تغییر میدهد.
musicians often inflect notes for emotional expression.
موسیقیدانان اغلب برای بیان احساسات، نتها را تغییر میدهند.
inflects verbs
افعال را تغییر میدهد
inflects nouns
اسمها را تغییر میدهد
inflects adjectives
صفتها را تغییر میدهد
inflects pronouns
ضمایر را تغییر میدهد
inflects tenses
زمانها را تغییر میدهد
inflects cases
حالتها را تغییر میدهد
inflects moods
حالتهای روحی را تغییر میدهد
inflects numbers
اعداد را تغییر میدهد
inflects forms
فرمها را تغییر میدهد
inflects languages
زبانها را تغییر میدهد
the verb inflects based on the subject.
فعل بر اساس فاعل تغییر میکند.
in english, the noun inflects for plural forms.
در زبان انگلیسی، اسم برای جمع تغییر شکل میدهد.
the way she inflects her voice shows her emotions.
نحوه ای که او صدای خود را تغییر میدهد، احساسات او را نشان میدهد.
he inflects his speech to emphasize key points.
او برای تاکید بر نکات کلیدی، طرز صحبت خود را تغییر میدهد.
some languages inflect for gender and case.
برخی از زبانها برای جنسیت و حالت تغییر شکل میدهند.
the actor inflects his lines for dramatic effect.
بازیگر برای ایجاد جلوهای دراماتیک، دیالوگهای خود را تغییر میدهد.
she inflects her sentences to convey sarcasm.
او برای نشان دادن طعنه، جملات خود را تغییر میدهد.
the teacher explains how the word inflects in different tenses.
معلم توضیح میدهد که چگونه این کلمه در زمانهای مختلف تغییر میکند.
the inflection of the word changes its meaning.
تغییر شکل کلمه معنای آن را تغییر میدهد.
musicians often inflect notes for emotional expression.
موسیقیدانان اغلب برای بیان احساسات، نتها را تغییر میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید