inflects

[ایالات متحده]/ɪnˈflɛkts/
[بریتانیا]/ɪnˈflɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تغییر شکل یک کلمه برای بیان ویژگی‌های نحوی مختلف؛ تغییر زیر و بمی یا تن صدا

عبارات و ترکیب‌ها

inflects verbs

افعال را تغییر می‌دهد

inflects nouns

اسم‌ها را تغییر می‌دهد

inflects adjectives

صفت‌ها را تغییر می‌دهد

inflects pronouns

ضمایر را تغییر می‌دهد

inflects tenses

زمان‌ها را تغییر می‌دهد

inflects cases

حالت‌ها را تغییر می‌دهد

inflects moods

حالت‌های روحی را تغییر می‌دهد

inflects numbers

اعداد را تغییر می‌دهد

inflects forms

فرم‌ها را تغییر می‌دهد

inflects languages

زبان‌ها را تغییر می‌دهد

جملات نمونه

the verb inflects based on the subject.

فعل بر اساس فاعل تغییر می‌کند.

in english, the noun inflects for plural forms.

در زبان انگلیسی، اسم برای جمع تغییر شکل می‌دهد.

the way she inflects her voice shows her emotions.

نحوه ای که او صدای خود را تغییر می‌دهد، احساسات او را نشان می‌دهد.

he inflects his speech to emphasize key points.

او برای تاکید بر نکات کلیدی، طرز صحبت خود را تغییر می‌دهد.

some languages inflect for gender and case.

برخی از زبان‌ها برای جنسیت و حالت تغییر شکل می‌دهند.

the actor inflects his lines for dramatic effect.

بازیگر برای ایجاد جلوه‌ای دراماتیک، دیالوگ‌های خود را تغییر می‌دهد.

she inflects her sentences to convey sarcasm.

او برای نشان دادن طعنه، جملات خود را تغییر می‌دهد.

the teacher explains how the word inflects in different tenses.

معلم توضیح می‌دهد که چگونه این کلمه در زمان‌های مختلف تغییر می‌کند.

the inflection of the word changes its meaning.

تغییر شکل کلمه معنای آن را تغییر می‌دهد.

musicians often inflect notes for emotional expression.

موسیقی‌دانان اغلب برای بیان احساسات، نت‌ها را تغییر می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید