infrareds

[ایالات متحده]/ˌɪnfrəˈrɛdz/
[بریتانیا]/ˌɪnfrəˈrɛdz/

ترجمه

n. تابش مادون قرمز
adj. مربوط به تابش مادون قرمز

عبارات و ترکیب‌ها

infrareds sensor

حسگر مادون قرمز

infrareds technology

فناوری مادون قرمز

infrareds imaging

تصویربرداری مادون قرمز

infrareds radiation

تابش مادون قرمز

infrareds light

نور مادون قرمز

infrareds thermography

ترموگرافی مادون قرمز

infrareds spectroscopy

طیف‌سنجی مادون قرمز

infrareds detector

تشخیص‌دهنده مادون قرمز

infrareds filter

فیلتر مادون قرمز

infrareds communication

ارتباطات مادون قرمز

جملات نمونه

the device can detect infrareds emitted by objects.

دستگاه می‌تواند تشعشعات مادون قرمز ساطع شده توسط اجسام را تشخیص دهد.

infrareds are commonly used in night vision technology.

تشعشعات مادون قرمز معمولاً در فناوری دید در شب استفاده می‌شوند.

many remote controls operate using infrareds.

کنترل‌های از راه دور زیادی با استفاده از تشعشعات مادون قرمز کار می‌کنند.

infrareds can penetrate fog and smoke.

تشعشعات مادون قرمز می‌توانند از مه و دود عبور کنند.

we studied the effects of infrareds on plant growth.

ما اثرات تشعشعات مادون قرمز بر رشد گیاهان را مطالعه کردیم.

infrareds are part of the electromagnetic spectrum.

تشعشعات مادون قرمز بخشی از طیف الکترومغناطیسی هستند.

infrareds help in thermal imaging applications.

تشعشعات مادون قرمز در کاربردهای تصویربرداری حرارتی کمک می‌کنند.

some animals can see infrareds that humans cannot.

برخی از حیوانات می‌توانند تشعشعات مادون قرمز را ببینند که انسان‌ها نمی‌توانند.

infrareds are useful in medical diagnostics.

تشعشعات مادون قرمز در تشخیص‌های پزشکی مفید هستند.

we captured images using infrareds during the experiment.

ما در طول آزمایش، تصاویر را با استفاده از تشعشعات مادون قرمز ضبط کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید