innin

[ایالات متحده]/ˈɪnɪn/
[بریتانیا]/ˈɪnɪn/

ترجمه

n. ایشтар یا اینانا - خدیجۀ عشق، جنگ و خصوصیت در منطقۀ متوسطه؛ یینین - یک شهر در منطقۀ خودمختار کازاکستان ایلی، استان خیانگ، چین
شکل‌های واژه
جمعinnins

عبارات و ترکیب‌ها

innings pitched

تعداد انینگ‌های پیشنهادی

inning begins

شروع انینگ

inning ends

پایان انینگ

inning break

pauze انینگ

inning duration

مدت انینگ

inning performance

عملکرد انینگ

inning record

رکورد انینگ

inning summary

خلاصه انینگ

inning statistics

آمار انینگ

inning score

امتیاز انینگ

جملات نمونه

the innin tastes sour and bitter.

اینین ترش و تلخ می‌چشید.

her innin aroma filled the kitchen.

بوی اینین او را باعث شد که آشپزخانه را پر کند.

the innin fruit was not yet ripe.

میوه اینین هنوز رسیده نشده بود.

we need fresh innin for the sauce.

ما برای سس نیاز به اینین تازه داریم.

she added innin to the soup.

او اینین را به گوشت گرم کرد.

the innin smell was overwhelming.

بوی اینین بسیار قوی بود.

he bought innin from the market.

او اینین را از بازار خرید.

the innin soup tastes delicious.

سوپ اینین طعم خوشی دارد.

she prefers innin to sweetness.

او به جای شیرینی، اینین را ترجیح می‌دهد.

the innin flavor is unique.

طعم اینین منحصر به فرد است.

they harvested the innin early.

آنها زودتر اینین را برداشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید