immunized

[ایالات متحده]/[ˈɪmjuːnʌɪz(d)]/
[بریتانیا]/[ˈɪmjuːnʌɪz(d)]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محافظت‌شده در برابر یک بیماری خاص.
v. ایمن کردن فردی در برابر یک بیماری یا بیماری؛ محافظت کردن در برابر یک بیماری یا بیماری.

عبارات و ترکیب‌ها

immunized against

در برابر مصونیت

get immunized

واکسیناسیون انجام دهید

already immunized

قبلاً واکسیناسیون شده است

immunized child

کودک واکسینه‌شده

being immunized

در حال واکسیناسیون

immunized population

جمعیت واکسینه‌شده

immunized now

اکنون واکسینه شده است

immunized successfully

به طور موفقیت آمیز واکسینه شده است

immunized previously

قبلاً واکسینه شده بود

immunization immunized

واکسیناسیون واکسینه شده

جملات نمونه

the child was immunized against measles.

کودک در برابر سرخک واکسن زده شده بود.

are you immunized against the flu this year?

آیا امسال در برابر آنفولانزا واکسن زده‌اید؟

it's important to be immunized before traveling abroad.

قبل از سفر به خارج از کشور، واکسن زدن مهم است.

the doctor confirmed she was fully immunized.

پزشک تایید کرد که او به طور کامل واکسن زده شده است.

newborns are typically immunized within the first few months.

نوزادان معمولاً در چند ماه اول واکسن زده می‌شوند.

he got immunized as a young boy.

او در کودکی واکسن زده شد.

the vaccine will help immunize you against the disease.

واکسن به شما کمک می‌کند تا در برابر این بیماری مصونیت پیدا کنید.

regularly check your immunization records.

به طور منظم سوابق واکسیناسیون خود را بررسی کنید.

she was immunized with a booster shot.

او با یک دوز تقویتی واکسن زده شد.

ensure your pet is properly immunized.

اطمینان حاصل کنید که حیوان خانگی شما به طور مناسب واکسن زده شده است.

being immunized is a crucial step in preventing outbreaks.

واکسن زدن یک گام حیاتی در پیشگیری از شیوع بیماری‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید