immunized against
در برابر مصونیت
get immunized
واکسیناسیون انجام دهید
already immunized
قبلاً واکسیناسیون شده است
immunized child
کودک واکسینهشده
being immunized
در حال واکسیناسیون
immunized population
جمعیت واکسینهشده
immunized now
اکنون واکسینه شده است
immunized successfully
به طور موفقیت آمیز واکسینه شده است
immunized previously
قبلاً واکسینه شده بود
immunization immunized
واکسیناسیون واکسینه شده
the child was immunized against measles.
کودک در برابر سرخک واکسن زده شده بود.
are you immunized against the flu this year?
آیا امسال در برابر آنفولانزا واکسن زدهاید؟
it's important to be immunized before traveling abroad.
قبل از سفر به خارج از کشور، واکسن زدن مهم است.
the doctor confirmed she was fully immunized.
پزشک تایید کرد که او به طور کامل واکسن زده شده است.
newborns are typically immunized within the first few months.
نوزادان معمولاً در چند ماه اول واکسن زده میشوند.
he got immunized as a young boy.
او در کودکی واکسن زده شد.
the vaccine will help immunize you against the disease.
واکسن به شما کمک میکند تا در برابر این بیماری مصونیت پیدا کنید.
regularly check your immunization records.
به طور منظم سوابق واکسیناسیون خود را بررسی کنید.
she was immunized with a booster shot.
او با یک دوز تقویتی واکسن زده شد.
ensure your pet is properly immunized.
اطمینان حاصل کنید که حیوان خانگی شما به طور مناسب واکسن زده شده است.
being immunized is a crucial step in preventing outbreaks.
واکسن زدن یک گام حیاتی در پیشگیری از شیوع بیماریها است.
immunized against
در برابر مصونیت
get immunized
واکسیناسیون انجام دهید
already immunized
قبلاً واکسیناسیون شده است
immunized child
کودک واکسینهشده
being immunized
در حال واکسیناسیون
immunized population
جمعیت واکسینهشده
immunized now
اکنون واکسینه شده است
immunized successfully
به طور موفقیت آمیز واکسینه شده است
immunized previously
قبلاً واکسینه شده بود
immunization immunized
واکسیناسیون واکسینه شده
the child was immunized against measles.
کودک در برابر سرخک واکسن زده شده بود.
are you immunized against the flu this year?
آیا امسال در برابر آنفولانزا واکسن زدهاید؟
it's important to be immunized before traveling abroad.
قبل از سفر به خارج از کشور، واکسن زدن مهم است.
the doctor confirmed she was fully immunized.
پزشک تایید کرد که او به طور کامل واکسن زده شده است.
newborns are typically immunized within the first few months.
نوزادان معمولاً در چند ماه اول واکسن زده میشوند.
he got immunized as a young boy.
او در کودکی واکسن زده شد.
the vaccine will help immunize you against the disease.
واکسن به شما کمک میکند تا در برابر این بیماری مصونیت پیدا کنید.
regularly check your immunization records.
به طور منظم سوابق واکسیناسیون خود را بررسی کنید.
she was immunized with a booster shot.
او با یک دوز تقویتی واکسن زده شد.
ensure your pet is properly immunized.
اطمینان حاصل کنید که حیوان خانگی شما به طور مناسب واکسن زده شده است.
being immunized is a crucial step in preventing outbreaks.
واکسن زدن یک گام حیاتی در پیشگیری از شیوع بیماریها است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید