installings

[ایالات متحده]/ɪnˈstɔːlɪŋz/
[بریتانیا]/ɪnˈstɔlɪŋz/

ترجمه

v. فرآیند نصب یا قرار دادن (شکل حال استمراری نصب)
adj. مربوط به عمل نصب
n. عمل نصب یا وارد کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

installings complete

نصب کامل شد

installings pending

نصب در حال انتظار

installings required

نصب مورد نیاز

installings successful

نصب با موفقیت انجام شد

installings failed

نصب ناموفق بود

installings in progress

نصب در حال انجام است

installings started

نصب شروع شد

installings needed

نصب مورد نیاز است

installings available

نصب در دسترس است

installings options

گزینه های نصب

جملات نمونه

we are working on the installings for the new software.

ما در حال کار بر روی نصب ها برای نرم افزار جدید هستیم.

the installings took longer than expected.

نصب ها بیشتر از حد انتظار طول کشید.

proper installings are crucial for system performance.

نصب مناسب برای عملکرد سیستم بسیار مهم است.

he is responsible for the installings of all equipment.

او مسئولیت نصب تمام تجهیزات را بر عهده دارد.

we need to schedule the installings for next week.

ما باید نصب ها را برای هفته آینده برنامه ریزی کنیم.

they provided detailed instructions for the installings.

آنها دستورالعمل های دقیق برای نصب ارائه دادند.

after the installings, the system ran smoothly.

پس از نصب، سیستم به طور روان کار کرد.

she checked the installings to ensure everything was correct.

او نصب ها را بررسی کرد تا اطمینان حاصل شود همه چیز درست است.

we encountered some issues during the installings.

ما در حین نصب با برخی مشکلات مواجه شدیم.

the installings were completed ahead of schedule.

نصب ها زودتر از موعد به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید