inswinger

[ایالات متحده]/ˈɪnˌswɪŋə/
[بریتانیا]/ˈɪnˌswɪŋər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در کریکت) نوعی ارسال که به سمت داخل به سمت بازیکن می‌پیچد؛ (بیسبال) نوعی پرتاب که به سمت داخل به سمت ضربه‌زن می‌پیچد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

inswinger delivery

تحویل توپ سوئینگ

inswinger bowler

بولر سوئینگ

inswinger pitch

پرتاب سوئینگ

inswinger swing

سوئینگ توپ

inswinger ball

توپ سوئینگ

inswinger effect

اثر سوئینگ

inswinger technique

تکنیک سوئینگ

inswinger angle

زاویه سوئینگ

inswinger strategy

استراتژی سوئینگ

inswinger movement

حرکت سوئینگ

جملات نمونه

the footballer delivered a perfect inswinger from the corner.

بازیکن فوتبال یک توپ ارسالی عالی از گوشه زمین انجام داد.

he practiced his inswinger to improve his free-kick technique.

او برای بهبود تکنیک ضربه آزادش، توپ ارسالی خود را تمرین کرد.

the inswinger caught the goalkeeper off guard.

توپ ارسالی باعث غافلگیر شدن دروازه‌بان شد.

she curved the ball with an inswinger to score a goal.

او با یک توپ ارسالی، توپ را منحنی کرد تا گل بزند.

during the match, the inswinger created several scoring opportunities.

در طول مسابقه، توپ ارسالی فرصت‌های گلزنی متعددی ایجاد کرد.

the coach emphasized the importance of mastering the inswinger.

مربی بر اهمیت تسلط بر توپ ارسالی تاکید کرد.

his inswinger was a key factor in their victory.

توپ ارسالی او یک عامل کلیدی در پیروزی آنها بود.

she learned to execute an inswinger effectively during practice.

او یاد گرفت که به طور موثر توپ ارسالی را در طول تمرین اجرا کند.

the inswinger added variety to their attacking strategy.

توپ ارسالی تنوعی به استراتژی تهاجمی آنها اضافه کرد.

the player was known for his lethal inswinger.

بازیکن به خاطر توپ ارسالی کشنده اش شناخته می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید