left-hander advantage
مزیت دست چپ
a left-hander
یک دست چپ
be a left-hander
دست چپ بودن
left-hander's world
جهان دست چپیها
left-hander playing
دست چپ در حال بازی کردن
left-hander skills
مهارتهای دست چپ
left-hander's choice
انتخاب دست چپ
the left-hander adjusted his grip to compensate for the unusual angle.
چپ دست، برای جبران زاویه غیرمعمول، گرفت خود را تنظیم کرد.
as a left-hander, he always felt different on the tennis court.
به عنوان یک چپ دست، او همیشه در زمین تنیس احساس متفاوتی میکرد.
she admired the left-hander's powerful forehand.
او از قدرت ضربه محکم زننده چپ دست تحسین کرد.
the golf course layout favored the right-hander, putting the left-hander at a disadvantage.
طرح مسیر گلف به نفع راست دست بود و باعث ایجاد ضعف برای چپ دست شد.
he's a natural left-hander, which gives him a unique advantage in baseball.
او به طور طبیعی چپ دست است که به او یک مزیت منحصر به فرد در بیس بال میدهد.
many tools are designed for right-handers, making it difficult for a left-hander.
ابزارهای زیادی برای راست دست طراحی شده اند و این باعث می شود برای یک چپ دست مشکل باشد.
the left-hander skillfully navigated the obstacle course.
چپ دست به طور ماهرانه مسیر پر از مانع را پیمایش کرد.
being a left-hander, he had to adapt to using right-handed scissors.
به عنوان یک چپ دست، او مجبور شد از قیچی های راست دست استفاده کند.
the left-hander's unique perspective often led to creative solutions.
دیدگاه منحصر به فرد چپ دست اغلب منجر به راه حل های خلاقانه می شد.
he's a talented left-hander with a bright future in the sport.
او یک چپ دست با استعداد با آینده ای روشن در این ورزش است.
the left-hander preferred using a specialized left-handed bat.
چپ دست ترجیح می داد از یک چوب بیس بال چپ دست استفاده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید