intensions

[ایالات متحده]/ɪn'tenʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ɪn'tɛnʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تنش، قصد یا معنی درونی.

عبارات و ترکیب‌ها

semantic intension

قصد معنایی

intensional definition

تعریف قصددار

جملات نمونه

Replacin oil quenching process with austemper process, bend intension of part and stability in using are advanced.

جایگزینی فرآیند خاموش کردن با روغن با فرآیند اتِمپر، مقاومت خمشی قطعه و پایداری در استفاده پیشرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید