interbellum

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈbɛləm/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈbɛləm/

ترجمه

n. یک دوره بین دو جنگ، به ویژه بین جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم
adj. مربوط به دوره بین دو جنگ

عبارات و ترکیب‌ها

interbellum period

دوران میان‌جنگ‌ها

interbellum politics

سیاست میان‌جنگ‌ها

interbellum art

هنر میان‌جنگ‌ها

interbellum culture

فرهنگ میان‌جنگ‌ها

interbellum economy

اقتصاد میان‌جنگ‌ها

interbellum society

جامعه میان‌جنگ‌ها

interbellum literature

ادبیات میان‌جنگ‌ها

interbellum fashion

مد میان‌جنگ‌ها

interbellum architecture

معماری میان‌جنگ‌ها

interbellum music

موسیقی میان‌جنگ‌ها

جملات نمونه

the interbellum period was marked by significant cultural changes.

دوره میان‌جنگ‌ها با تغییرات فرهنگی قابل توجهی مشخص شد.

many artists flourished during the interbellum era.

هنرمندان بسیاری در دوران میان‌جنگ‌ها شکوفا شدند.

the interbellum was a time of both hope and despair.

میان‌جنگ‌ها دوره‌ای بود که هم امید و هم ناامیدی وجود داشت.

economic instability was prevalent in the interbellum years.

بی‌ثباتی اقتصادی در سال‌های میان‌جنگ‌ها رایج بود.

political tensions escalated during the interbellum period.

مناقشات سیاسی در دوره میان‌جنگ‌ها تشدید شد.

the interbellum saw the rise of new ideologies.

میان‌جنگ‌ها شاهد ظهور ایدئولوژی‌های جدید بود.

many historians study the interbellum to understand modern conflicts.

بسیاری از مورخان دوره میان‌جنگ‌ها را برای درک مناقشات مدرن مطالعه می‌کنند.

the interbellum is often referred to as a lost generation.

اغلب دوره میان‌جنگ‌ها به عنوان یک نسل گمشده شناخته می‌شود.

fashion trends changed dramatically during the interbellum.

ترندهای مد در دوران میان‌جنگ‌ها به طور چشمگیری تغییر کردند.

literature from the interbellum reflects the era's complexities.

ادبیات دوره میان‌جنگ‌ها پیچیدگی‌های این دوران را منعکس می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید