interbreeds

[ایالات متحده]/[ˈɪntəbrɪːd]/
[بریتانیا]/[ˈɪntərˌbriːd]/

ترجمه

v. (intr.) تولید نوادگان از طریق تولید مثل متقابل.
v. (tr.) ایجاد نوادگان از طریق تولید مثل متقابل.
n. عمل تولید مثل متقابل.

عبارات و ترکیب‌ها

interbreeds rapidly

به سرعت با هم آمیخته می‌شوند

where interbreeds

کجا با هم آمیخته می‌شوند

species interbreeds

گونه‌ها با هم آمیخته می‌شوند

they interbreed

آنها با هم آمیخته می‌شوند

interbreeding species

گونه‌های آمیخته‌زا

if interbreeds

اگر با هم آمیخته شوند

often interbreeds

اغراقاً با هم آمیخته می‌شوند

when interbreeding

هنگامی که با هم آمیخته می‌شوند

animals interbreed

حیوانات با هم آمیخته می‌شوند

rarely interbreeds

به ندرت با هم آمیخته می‌شوند

جملات نمونه

farmers often interbreeds different varieties of corn to improve yield.

کشاورزان اغلب گونه‌های مختلف ذرت را برای بهبود عملکرد بازسازی می‌کنند.

the study investigated how wolves interbreeds with dogs in rural areas.

این مطالعه بررسی کرد که چگونه گرگ‌ها با سگ‌ها در مناطق روستایی بازسازی می‌کنند.

selective breeding programs interbreeds livestock to enhance desirable traits.

برنامه‌های اصلاح انتخابی دام را برای افزایش ویژگی‌های مطلوب بازسازی می‌کنند.

researchers found that the two species readily interbreeds in captivity.

محققان دریافتند که این دو گونه به راحتی در اسارت بازسازی می‌کنند.

the conservationists worried about the impact of invasive species that interbreeds with native ones.

نگهبانان از تأثیر گونه‌های مهاجم که با گونه‌های بومی بازسازی می‌کنند نگران بودند.

the dog breed interbreeds with other canines to produce unique coat patterns.

این نژاد سگ با سایر سگ‌ها بازسازی می‌کند تا الگوهای پوشش منحصر به فرد تولید کند.

scientists interbreeds laboratory mice to create models for disease research.

دانشمندان موش‌های آزمایشگاهی را بازسازی می‌کنند تا مدل‌هایی برای تحقیقات بیماری ایجاد کنند.

the accidental interbreeds between the two fish species raised concerns about genetic contamination.

بازسازی تصادفی بین دو گونه ماهی نگرانی در مورد آلودگی ژنتیکی ایجاد کرد.

the program aims to prevent the interbreeds of endangered species with more common relatives.

این برنامه برای جلوگیری از بازسازی گونه‌های در معرض خطر با اقوام رایج‌تر طراحی شده است.

the genetic analysis confirmed that the population interbreeds with a distinct ancestral group.

تجزیه و تحلیل ژنتیکی تأیید کرد که جمعیت با یک گروه نیاکان متمایز بازسازی می‌کند.

the farm interbreeds chickens to increase disease resistance and egg production.

این مزرعه مرغ‌ها را بازسازی می‌کند تا مقاومت در برابر بیماری و تولید تخم مرغ را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید