interferer

[ایالات متحده]/[ˌɪntəˈfɪərə(r)]/
[بریتانیا]/[ˌɪntərˈfɪərər]/

ترجمه

n. شخصی که در امور غیر مربوط به خود دخالت می‌کند؛ فردی که در امور غیر متعلق به خود مداخله می‌کند.
v. دخالت کردن در امور غیر مربوط به خود؛ مداخله کردن در امور غیر متعلق به خود.
adj. مربوط به یا باعث دخالت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

unwelcome interferer

مداخله‌گر ناخواسته

professional interferer

مداخله‌گر حرفه‌ای

avoid the interferer

از مداخله‌گر اجتناب کنید

stop interferer

مداخله‌گر را متوقف کنید

persistent interferer

مداخله‌گر اصرارآمیز

interferer's actions

اقدامات مداخله‌گر

being an interferer

مداخله‌گر بودن

serious interferer

مداخله‌گر جدی

known interferer

مداخله‌گر شناخته‌شده

active interferer

مداخله‌گر فعال

جملات نمونه

the government accused the foreign power of being an interferer in the election.

دولت، قدرت خارجی را به دخالت در انتخابات متهم کرد.

we don't want any interferer telling us how to run our business.

ما نمی‌خواهیم هیچ دخالت‌کننده‌ای به ما بگوید چگونه کسب و کار خود را اداره کنیم.

he was labeled an interferer after meddling in the negotiations.

او پس از دخالت در مذاکرات، به عنوان یک دخالت‌کننده شناخته شد.

the noise from the construction site was a constant interferer to our work.

سر و صدا از محل ساخت و ساز یک مزاحمت دائمی برای کار ما بود.

she warned him not to be an interferer in her personal life.

او به او هشدار داد که در زندگی شخصی او دخالت نکند.

the signal was weak due to an interferer on the same frequency.

سیگنال ضعیف بود به دلیل وجود یک دخالت‌کننده در همان فرکانس.

we need to identify and eliminate any potential interferer in the system.

ما باید هرگونه دخالت‌کننده احتمالی در سیستم را شناسایی و حذف کنیم.

the mediator tried to avoid being seen as an interferer in the dispute.

میانجی سعی کرد از اینکه به عنوان یک دخالت‌کننده در اختلاف نظر دیده شود، اجتناب کند.

the radio waves were disrupted by an unknown interferer.

امواج رادیویی به دلیل یک دخالت‌کننده ناشناخته مختل شدند.

he resented anyone who acted as an interferer in his plans.

او از هر کسی که به عنوان یک دخالت‌کننده در برنامه‌هایش عمل می‌کرد، عصبانی بود.

the company investigated the interferer who was sabotaging their project.

شرکت تحقیقاتی را در مورد دخالت‌کننده‌ای که پروژه آنها را خراب می‌کرد، انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید