intergrown

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈɡrəʊn/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈɡroʊn/

ترجمه

adj. به هم پیوسته

عبارات و ترکیب‌ها

intergrown roots

ریشه‌های درهم‌تنیده

intergrown plants

گیاهان درهم‌تنیده

intergrown cells

سلول‌های درهم‌تنیده

intergrown species

گونه‌های درهم‌تنیده

intergrown fibers

الیاف درهم‌تنیده

intergrown tissues

بافت‌های درهم‌تنیده

intergrown structures

ساختارهای درهم‌تنیده

intergrown communities

اجتماع‌های درهم‌تنیده

intergrown ecosystems

زیستگاه‌های درهم‌تنیده

intergrown networks

شبکه‌های درهم‌تنیده

جملات نمونه

the two plants are intergrown, creating a beautiful display.

دو گیاه در هم تنیده شده اند و جلوه ای زیبا ایجاد می کنند.

in the garden, the flowers are intergrown with the weeds.

در باغ، گل ها با علف ها در هم تنیده شده اند.

the intergrown roots of the trees made it difficult to remove them.

ریشه های درهم تنیده درختان، حذف آنها را دشوار می کرد.

the two species have intergrown over many years.

این دو گونه در طول سال ها در هم تنیده شده اند.

intergrown corals can create complex underwater habitats.

مرجان های درهم تنیده می توانند زیستگاه های پیچیده زیر آب ایجاد کنند.

they discovered intergrown crystals in the cave.

آنها بلورهای درهم تنیده را در غار کشف کردند.

the intergrown vines climbed up the trellis.

سرشاخه‌های درهم تنیده از داربست بالا رفتند.

intergrown roots can indicate a healthy ecosystem.

ریشه های درهم تنیده می توانند نشان دهنده یک اکوسیستم سالم باشند.

the intergrown structures showed signs of symbiosis.

ساختارهای درهم تنیده نشان دهنده همزیستی بودند.

they studied the intergrown species to understand their relationship.

آنها گونه های درهم تنیده را مطالعه کردند تا رابطه آنها را درک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید