intermittence

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈmɪtəns/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈmɪtəns/

ترجمه

n. حالت ناپیوستگی؛ در فواصل نامنظم اتفاق افتادن؛ کیفیت دوره‌ای یا پراکنده بودن؛ در پزشکی، توقف یا وقفه موقت

عبارات و ترکیب‌ها

signal intermittence

قطعی سیگنال

intermittence issues

مشکلات وقفه

intermittence patterns

الگوهای وقفه

intermittence effect

اثر وقفه

intermittence analysis

تجزیه و تحلیل وقفه

intermittence signals

سیگنال‌های وقفه

intermittence rates

نرخ‌های وقفه

intermittence testing

تست وقفه

intermittence detection

تشخیص وقفه

intermittence problems

مشکلات وقفه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید