internuncio

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈnʌnʧɪəʊ/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈnʌnʧoʊ/

ترجمه

n. یک فرستاده یا پیام‌رسان، به‌ویژه کسی که نماینده پاپ باشد؛ نماینده یا نماینده پاپ؛ یک پیام‌رسان یا فرستاده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

internuncio status

حالت نمایندگی پاپ

internuncio role

نقش نمایندگی پاپ

internuncio appointment

انتصاب نمایندگی پاپ

internuncio duties

وظایف نمایندگی پاپ

internuncio office

دفتر نمایندگی پاپ

internuncio mission

ماموریت نمایندگی پاپ

internuncio functions

توابع نمایندگی پاپ

internuncio communication

ارتباطات نمایندگی پاپ

internuncio envoy

فرستاده نمایندگی پاپ

internuncio negotiation

مذاکره نمایندگی پاپ

جملات نمونه

the internuncio delivered important messages between the two nations.

نماینده پاپ پیام‌های مهمی را بین دو کشور منتقل کرد.

as an internuncio, he played a crucial role in diplomatic negotiations.

به عنوان نماینده پاپ، او نقش مهمی در مذاکرات دیپلماتیک ایفا کرد.

the internuncio's presence was vital for maintaining peace.

حضور نماینده پاپ برای حفظ صلح بسیار مهم بود.

she served as an internuncio to facilitate communication.

او به عنوان نماینده پاپ برای تسهیل ارتباطات خدمت کرد.

the internuncio reported back to the government regularly.

نماینده پاپ به طور منظم به دولت گزارش می‌داد.

his role as an internuncio required diplomatic skills.

نقش او به عنوان نماینده پاپ نیازمند مهارت‌های دیپلماتیک بود.

the internuncio helped resolve the conflict peacefully.

نماینده پاپ به حل صلح آمیز مناقشه کمک کرد.

being an internuncio involves a lot of responsibility.

نماینده پاپ بودن شامل مسئولیت‌های زیادی است.

the internuncio arranged meetings between the leaders.

نماینده پاپ جلسات بین رهبران را ترتیب داد.

the internuncio's efforts were recognized by both sides.

تلاش‌های نماینده پاپ توسط هر دو طرف مورد توجه قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید