interpellate

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈpɛleɪt/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈpɛleɪt/

ترجمه

vt. از یک مقام دولتی سوال کردن یا درخواست توضیح کردن؛ در یک زمینه پارلمانی به یک اقدام یا سیاست دولتی سوال کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلinterpellated
زمان گذشتهinterpellated
شکل سوم شخص مفردinterpellates
صفت یا فعل حال استمراریinterpellating

عبارات و ترکیب‌ها

interpellate citizens

بازپرس کردن شهروندان

interpellate officials

بازپرس کردن مقامات

interpellate members

بازپرس کردن اعضا

interpellate witnesses

بازپرس کردن شاهدان

interpellate candidates

بازپرس کردن نامزدها

interpellate government

بازپرس کردن دولت

interpellate leaders

بازپرس کردن رهبران

interpellate experts

بازپرس کردن کارشناسان

interpellate representatives

بازپرس کردن نمایندگان

interpellate authorities

بازپرس کردن مقامات مسئول

جملات نمونه

the senator decided to interpellate the minister about the budget cuts.

سناتور تصمیم گرفت وزیر را در مورد کاهش بودجه بازرسی کند.

during the session, several members interpellated the government on its policies.

در طول جلسه، چندین عضو دولت را در مورد سیاست های خود بازرسی کردند.

it is common for opposition parties to interpellate the ruling party.

برای احزاب مخالف رایج است که حزب حاکم را بازرسی کنند.

the committee will interpellate experts to gather more information.

کمیته برای جمع آوری اطلاعات بیشتر، کارشناسان را بازرسی خواهد کرد.

they plan to interpellate the ceo regarding the recent controversies.

آنها قصد دارند مدیر عامل را در مورد جنجال های اخیر بازرسی کنند.

the council members interpellated the mayor about the new regulations.

اعضای شورای شهر شهردار را در مورد مقررات جدید بازرسی کردند.

interpellating officials can lead to important policy changes.

بازرسی مقامات می تواند منجر به تغییرات مهم در سیاست ها شود.

activists interpellated lawmakers to address climate change issues.

فعالانه قانون گذاران را برای رسیدگی به مسائل تغییرات آب و هوایی بازرسی کردند.

in the debate, he interpellated his opponent's arguments effectively.

در بحث، او به طور موثر استدلال های حریف خود را بازرسی کرد.

the journalist interpellated the spokesperson during the press conference.

روزنامه‌نگار در کنفرانس مطبوعاتی سخنگو را بازرسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید