interpolated

[ایالات متحده]/ɪn'tɝpə,let/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با مقادیر درون‌یابی جایگزین شده

عبارات و ترکیب‌ها

interpolated data

اطلاعات میانی

جملات نمونه

The data was interpolated to fill in missing values.

داده‌ها برای پر کردن مقادیر از دست رفته، درون یابی شدند.

She interpolated the missing information from various sources.

او اطلاعات از دست رفته را از منابع مختلف درون یابی کرد.

The software can automatically interpolate between data points.

نرم‌افزار می‌تواند به طور خودکار بین نقاط داده درون یابی کند.

He interpolated the melody with his own creative variations.

او ملودی را با تغییرات خلاقانه خود درون یابی کرد.

The artist interpolated elements from different art styles in her painting.

هنرمند عناصری از سبک‌های هنری مختلف را در نقاشی خود درون یابی کرد.

The researcher used a mathematical model to interpolate the missing values in the dataset.

محقق از یک مدل ریاضی برای درون یابی مقادیر از دست رفته در مجموعه داده استفاده کرد.

The novel interpolated historical events into its fictional narrative.

رمان رویدادهای تاریخی را در روایت داستانی خود درون یابی کرد.

The director interpolated scenes from the original film into the remake.

کارگردان صحنه‌های فیلم اصلی را در بازسازی به کار برد.

The algorithm can accurately interpolate complex patterns in the data.

الگوریتم می‌تواند به طور دقیق الگوهای پیچیده را در داده‌ها درون یابی کند.

She carefully interpolated the feedback from different stakeholders to create a comprehensive report.

او با دقت بازخورد از ذینفعان مختلف را برای ایجاد یک گزارش جامع درون یابی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید