approximated

[ایالات متحده]/[əˈprɒksɪmɪtɪd]/
[بریتانیا]/[əˈproksɪmɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یک مقدار یا مبلغ خاص نزدیک بودن؛ تخمین یا تقریب چیزی.
adj. به عنوان یک تقریب نشان داده شده یا محاسبه شده.
v. (با "at") به چیزی نزدیک شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

approximated value

ارزش تقریبی

approximated cost

هزینه تقریبی

approximated time

زمان تقریبی

approximated number

شماره تقریبی

approximated figure

عدد تقریبی

approximated result

نتیجه تقریبی

approximated size

اندازه تقریبی

approximated estimate

تخمین تقریبی

approximated answer

پاسخ تقریبی

جملات نمونه

the project cost was approximately $10,000.

هزینه پروژه تقریباً 10000 دلار بود.

the delivery date is approximately two weeks from now.

تاریخ تحویل تقریباً دو هفته دیگر است.

the population size is approximately 3.5 million people.

اندازه جمعیت تقریباً 3.5 میلیون نفر است.

the temperature hovered around 25 degrees celsius, approximately.

دما تقریباً در حدود 25 درجه سانتیگراد بود.

the time required is approximately 30 minutes.

مدت زمان مورد نیاز تقریباً 30 دقیقه است.

the risk of failure is approximately 10 percent.

احتمال شکست تقریباً 10 درصد است.

the number of attendees was approximately 200.

تعداد شرکت کنندگان تقریباً 200 نفر بود.

the distance to the city center is approximately 5 miles.

فاصله تا مرکز شهر تقریباً 5 مایل است.

the profit margin was approximately 15% of sales.

حاشیه سود تقریباً 15 درصد از فروش بود.

the weight of the package is approximately 2 kilograms.

وزن بسته تقریباً 2 کیلوگرم است.

the speed limit is approximately 60 kilometers per hour.

سرعت مجاز تقریباً 60 کیلومتر در ساعت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید