interpolatory

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈpɒləˌtəri/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈpɑːləˌtɔri/

ترجمه

adj. مربوط به درون‌یابی

عبارات و ترکیب‌ها

interpolatory method

روش درون یابی

interpolatory polynomial

چندجمله‌ای درون یابی

interpolatory function

تابع درون یابی

interpolatory data

داده‌های درون یابی

interpolatory scheme

طرح درون یابی

interpolatory surface

سطح درون یابی

interpolatory technique

تکنیک درون یابی

interpolatory grid

شبکه درون یابی

interpolatory model

مدل درون یابی

interpolatory analysis

تجزیه و تحلیل درون یابی

جملات نمونه

the interpolatory method can enhance the accuracy of data analysis.

روش درون‌یابی می‌تواند دقت تحلیل داده‌ها را افزایش دهد.

we applied an interpolatory technique to estimate the missing values.

ما از یک تکنیک درون‌یابی برای تخمین مقادیر از دست رفته استفاده کردیم.

in computer graphics, interpolatory algorithms are essential for rendering.

در گرافیک کامپیوتری، الگوریتم‌های درون‌یابی برای رندر کردن ضروری هستند.

using an interpolatory approach can smooth out the data fluctuations.

استفاده از یک روش درون‌یابی می‌تواند نوسانات داده‌ها را هموار کند.

the interpolatory functions were crucial for the simulation.

توابع درون‌یابی برای شبیه‌سازی بسیار مهم بودند.

we discussed the benefits of using interpolatory models in our research.

ما مزایای استفاده از مدل‌های درون‌یابی در تحقیقات خود را مورد بحث قرار دادیم.

interpolatory techniques can significantly improve image quality.

تکنیک‌های درون‌یابی می‌توانند به طور قابل توجهی کیفیت تصویر را بهبود بخشند.

she explained the concept of interpolatory spline functions.

او مفهوم توابع спلاین درون‌یابی را توضیح داد.

his research focused on the efficiency of interpolatory methods.

تحقیقات او بر روی کارایی روش‌های درون‌یابی متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید