interwar

[ایالات متحده]/ɪntə'wɔː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بین دو جنگ اتفاق افتاده؛ مربوط به یک دوره زمانی.

عبارات و ترکیب‌ها

interwar period

دوره میان جنگ‌ها

interwar years

سال‌های میان جنگ‌ها

جملات نمونه

there was to be no repetition of the interwar years.

نباید تکراری از سال‌های بین جنگ‌ها وجود داشته باشد.

the economic slough of the interwar years.

باتلاق اقتصادی سال‌های بین جنگ‌ها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید