intonating softly
به آرامی لحنپردازی میکند
she's intonating
او لحنپردازی میکند
intonating a song
لحنپردازی یک آهنگ
intonating clearly
به وضوح لحنپردازی میکند
he was intonating
او داشت لحنپردازی میکرد
intonating the verse
لحنپردازی بیت
intonating rhythmically
به صورت ریتمیک لحنپردازی میکند
they're intonating
آنها دارند لحنپردازی میکنند
intonating a prayer
لحنپردازی یک دعا
intonating gently
به آرامی لحنپردازی میکند
the speaker was intonating his voice to emphasize the point.
سخنران صدای خود را طوری تنظیم میکرد تا نکتهای را برجسته کند.
she practiced intonating questions to sound more engaging.
او تمرین میکرد تا با لحن مناسب سوالات را مطرح کند تا جذابتر به نظر برسد.
the choir director was intonating the melody for the new song.
مدیر گروه کر، ملودی آهنگ جدید را تنظیم میکرد.
he learned the importance of intonating correctly in his language classes.
او در کلاسهای زبان خود اهمیت تنظیم درست صدا را یاد گرفت.
the actor skillfully intonated his lines to convey emotion.
بازیگر با مهارت خطوط خود را طوری تنظیم کرد تا احساسات را منتقل کند.
intonating with enthusiasm can make a presentation more captivating.
تنظیم صدا با شور و شوق میتواند یک ارائه را جذابتر کند.
the teacher demonstrated intonating a sentence in different ways.
معلم نشان داد که چگونه میتوان یک جمله را به روشهای مختلف تنظیم کرد.
proper intonating is crucial for clear communication in any language.
تنظیم درست صدا برای برقراری ارتباط واضح در هر زبانی بسیار مهم است.
he was intonating his voice to mimic the radio announcer.
او صدای خود را طوری تنظیم کرد تا صدای گوینده رادیو را تقلید کند.
the software helps users practice intonating phrases in mandarin.
این نرمافزار به کاربران کمک میکند تا عبارات ماندارین را با لحن مناسب تنظیم کنند.
intonating questions with a rising tone shows interest and encourages responses.
تنظیم سوالات با لحنی صعودی نشاندهنده علاقه است و پاسخگویی را تشویق میکند.
intonating softly
به آرامی لحنپردازی میکند
she's intonating
او لحنپردازی میکند
intonating a song
لحنپردازی یک آهنگ
intonating clearly
به وضوح لحنپردازی میکند
he was intonating
او داشت لحنپردازی میکرد
intonating the verse
لحنپردازی بیت
intonating rhythmically
به صورت ریتمیک لحنپردازی میکند
they're intonating
آنها دارند لحنپردازی میکنند
intonating a prayer
لحنپردازی یک دعا
intonating gently
به آرامی لحنپردازی میکند
the speaker was intonating his voice to emphasize the point.
سخنران صدای خود را طوری تنظیم میکرد تا نکتهای را برجسته کند.
she practiced intonating questions to sound more engaging.
او تمرین میکرد تا با لحن مناسب سوالات را مطرح کند تا جذابتر به نظر برسد.
the choir director was intonating the melody for the new song.
مدیر گروه کر، ملودی آهنگ جدید را تنظیم میکرد.
he learned the importance of intonating correctly in his language classes.
او در کلاسهای زبان خود اهمیت تنظیم درست صدا را یاد گرفت.
the actor skillfully intonated his lines to convey emotion.
بازیگر با مهارت خطوط خود را طوری تنظیم کرد تا احساسات را منتقل کند.
intonating with enthusiasm can make a presentation more captivating.
تنظیم صدا با شور و شوق میتواند یک ارائه را جذابتر کند.
the teacher demonstrated intonating a sentence in different ways.
معلم نشان داد که چگونه میتوان یک جمله را به روشهای مختلف تنظیم کرد.
proper intonating is crucial for clear communication in any language.
تنظیم درست صدا برای برقراری ارتباط واضح در هر زبانی بسیار مهم است.
he was intonating his voice to mimic the radio announcer.
او صدای خود را طوری تنظیم کرد تا صدای گوینده رادیو را تقلید کند.
the software helps users practice intonating phrases in mandarin.
این نرمافزار به کاربران کمک میکند تا عبارات ماندارین را با لحن مناسب تنظیم کنند.
intonating questions with a rising tone shows interest and encourages responses.
تنظیم سوالات با لحنی صعودی نشاندهنده علاقه است و پاسخگویی را تشویق میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید