intrafamilial

[ایالات متحده]/ˌɪntrəfəˈmɪliəl/
[بریتانیا]/ˌɪntrəfəˈmɪliəl/

ترجمه

adj. خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

intrafamilial conflict

تعارض درون خانوادگی

intrafamilial violence

خشونت درون خانوادگی

intrafamilial abuse

استفاده سوء درون خانوادگی

intrafamilial transmission

انتقال درون خانوادگی

intrafamilial relationships

روابط درون خانوادگی

intrafamilial disputes

اختلافات درون خانوادگی

intrafamilial dynamics

پویایی درون خانوادگی

intrafamilial stress

استرس درون خانوادگی

intrafamilial communication

ارتباطات درون خانوادگی

intrafamilial adoption

خانواده‌خواندگی درون خانوادگی

جملات نمونه

the therapist specialized in treating intrafamilial conflicts that had spanned multiple generations.

درمانگر در تخصص درمان تعارضات درون خانوادگی که چندین نسل را در بر می‌گرفت، تخصص داشت.

researchers found that intrafamilial transmission of certain behavioral patterns was more common than previously believed.

محققان دریافتند که انتقال درون خانوادگی الگوهای رفتاری خاص بیشتر از آنچه قبلاً تصور می‌شد، رایج است.

the documentary exposed the devastating psychological effects of intrafamilial violence on children's development.

مستند اثرات روانی مخرب خشونت درون خانوادگی بر رشد کودکان را نشان داد.

social workers emphasized the importance of early intervention in cases of intrafamilial abuse.

کارگران اجتماعی بر اهمیت مداخله زودهنگام در موارد سوء استفاده درون خانوادگی تاکید کردند.

the study revealed complex intrafamilial dynamics that influenced individual decision-making processes.

مطالعه نشان داد که پویایی‌های پیچیده درون خانوادگی وجود دارد که بر فرآیندهای تصمیم‌گیری فردی تأثیر می‌گذارد.

family therapy sessions focused on improving intrafamilial communication between parents and their adolescent children.

جلسات درمان خانواده بر بهبود ارتباطات درون خانوادگی بین والدین و فرزندان نوجوان آنها متمرکز بود.

the support group provided a safe space for survivors of intrafamilial trauma to share their experiences.

گروه پشتیبانی یک فضای امن برای بازماندگان ضربه روانی درون خانوادگی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات خود فراهم کرد.

economic pressure can create significant intrafamilial stress that affects all family members differently.

فشار اقتصادی می‌تواند استرس قابل توجهی درون خانوادگی ایجاد کند که بر همه اعضای خانواده به طور متفاوتی تأثیر می‌گذارد.

the novel depicted the intricate intrafamilial relationships in a traditional multi-generational household.

رمان روابط پیچیده درون خانوادگی را در یک خانواده چند نسلی سنتی به تصویر کشید.

legal experts discussed the challenges of resolving intrafamilial inheritance disputes that remained unresolved for decades.

متخصصان حقوقی چالش‌های حل اختلافات ارثی درون خانوادگی که برای دهه‌ها حل نشده باقی ماندند را مورد بحث قرار دادند.

psychologists emphasized the importance of healthy intrafamilial bonds for emotional well-being throughout life.

روانشناسان بر اهمیت پیوندهای سالم درون خانوادگی برای سلامت عاطفی در طول زندگی تأکید کردند.

the counselor helped them develop practical strategies for managing intrafamilial tension during holiday gatherings.

مشاور به آنها کمک کرد تا استراتژی‌های عملی برای مدیریت تنش درون خانوادگی در گردهمایی‌های تعطیلات توسعه دهند.

the research team examined intrafamilial adoption patterns across different cultural contexts and legal systems.

گروه تحقیقاتی الگوهای فرزندخواندگی درون خانوادگی را در زمینه‌های فرهنگی و سیستم‌های قانونی مختلف بررسی کرد.

sociologists analyzed how rapid urbanization fundamentally changed traditional intrafamilial roles and expectations.

جامعه‌شناسان تجزیه و تحلیل کردند که چگونه شهرنشینی سریع به طور اساسی نقش‌ها و انتظارات سنتی درون خانوادگی را تغییر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید