intrants

[ایالات متحده]/ˈɪntrænt/
[بریتانیا]/ˈɪntrænt/

ترجمه

n. شرکت کننده؛ کسی که ملحق می‌شود یا وارد می‌شود
adj. ملحق شونده؛ وارد شونده

عبارات و ترکیب‌ها

intrant supply

تامین ورودی

intrant cost

هزینه ورودی

intrant usage

مصرف ورودی

intrant management

مدیریت ورودی

intrant analysis

تجزیه و تحلیل ورودی

intrant sourcing

تهیه ورودی

intrant efficiency

بهره‌وری ورودی

intrant classification

طبقه بندی ورودی

intrant tracking

ردیابی ورودی

intrant regulation

تنظیم ورودی

جملات نمونه

the intrant was essential for the chemical reaction to occur.

ورود ماده اولیه برای وقوع واکنش شیمیایی ضروری بود.

we need to identify the right intrant for our experiment.

ما باید ماده اولیه مناسب برای آزمایش خود را شناسایی کنیم.

in agriculture, the intrant can significantly affect crop yield.

در کشاورزی، ماده اولیه می‌تواند به‌طور قابل توجهی بر عملکرد محصول تأثیر بگذارد.

the company specializes in producing high-quality intrants for various industries.

این شرکت در تولید مواد اولیه با کیفیت بالا برای صنایع مختلف تخصص دارد.

understanding the role of each intrant is crucial for successful outcomes.

درک نقش هر ماده اولیه برای دستیابی به نتایج موفقیت‌آمیز بسیار مهم است.

the intrant must be mixed thoroughly before use.

مواد اولیه باید قبل از استفاده به طور کامل مخلوط شود.

researchers are studying the effects of different intrants on the environment.

محققان در حال بررسی اثرات مختلف مواد اولیه بر محیط زیست هستند.

each intrant has its own specific properties and applications.

هر ماده اولیه دارای خواص و کاربردهای خاص خود است.

proper handling of the intrant is necessary for safety.

رسیدن به نکات ایمنی در هنگام کار با ماده اولیه ضروری است.

the effectiveness of the intrant was tested in various conditions.

اثربخشی ماده اولیه در شرایط مختلف آزمایش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید