coming

[ایالات متحده]/'kʌmɪŋ/
[بریتانیا]/'kʌmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نزدیک شدن; در شرف رسیدن; نویدبخش برای آینده
n. ورود
v. رسیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

coming soon

به زودی

upcoming event

رویداد آتی

is coming

در حال نزدیک شدن است

coming from

منشا گرفتن

coming back

بازگشت

coming out

ظاهر شدن

coming in

وارد شدن

coming home

بازگشت به خانه

i'm coming

من می آیم

coming and going

آمد و رفت

coming of age

رسیدن به سن قانونی

second coming

بازگشت دوم

coming spring

بهار در راه است

comings and goings

آمد و رفت

see someone coming

دیدن کسی که می آید

جملات نمونه

the coming of spring.

ظهور بهار

the coming of a new age.

ظهور یک عصر جدید

coming here was a mistake.

اینجا آمدن اشتباه بود.

a hen coming into lay.

یک مرغ که در حال تخمگذاری است.

Are they coming as well?

آیا آنها هم می آیند؟

coming up for air.

برای نفس کشیدن بالا آمدن.

The fleet is / are coming!

ناوگان در حال رسیدن است!

She's coming for Christmas.

او برای کریسمس می آید.

Are you coming or not?

آیا می آیید یا نه؟

The prosecution is / are coming into court.

دادستانی وارد دادگاه می شود.

He'll be coming directly.

او به طور مستقیم خواهد آمد.

It's the track of the coming storm.

این نشانه طوفان قریب الوقوع است.

an up-and-coming executive; an up-and-coming neighborhood.

یک مدیر اجرایی در حال ظهور؛ یک محله در حال ظهور.

labor finally coming to fruition.

تلاش ها سرانجام به بار نشست.

he's coming along nicely.

او به خوبی پیشرفت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید