intraoperative

[ایالات متحده]/ˌɪntrəʊˈɒpərətɪv/
[بریتانیا]/ˌɪntrəˈɑːpərətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال وقوع در طول یک عمل جراحی

عبارات و ترکیب‌ها

intraoperative monitoring

پایش درون جراحی

intraoperative imaging

تصویربرداری درون جراحی

intraoperative care

مراقبت درون جراحی

intraoperative assessment

ارزیابی درون جراحی

intraoperative findings

یافته‌های درون جراحی

intraoperative complications

عوارض درون جراحی

intraoperative techniques

تکنیک‌های درون جراحی

intraoperative anesthesia

بیهوشی درون جراحی

intraoperative procedures

روش‌های درون جراحی

intraoperative evaluation

ارزیابی درون جراحی

جملات نمونه

the intraoperative monitoring of vital signs is crucial.

نظارت درون جراحی بر علائم حیاتی بسیار مهم است.

intraoperative complications can lead to extended recovery times.

عوارض درون جراحی می تواند منجر به زمان بهبودی طولانی تر شود.

surgeons rely on intraoperative imaging for precision.

جراحان برای دقت به تصویربرداری درون جراحی متکی هستند.

intraoperative decisions must be made quickly.

تصمیمات درون جراحی باید سریع گرفته شوند.

effective intraoperative communication is essential for the team.

ارتباط درون جراحی موثر برای تیم ضروری است.

intraoperative blood loss needs to be monitored carefully.

از دست دادن خون درون جراحی باید به دقت کنترل شود.

intraoperative techniques have evolved significantly.

تکنیک های درون جراحی به طور قابل توجهی تکامل یافته اند.

intraoperative anesthesia management is critical for patient safety.

مدیریت بیهوشی درون جراحی برای ایمنی بیمار بسیار مهم است.

intraoperative findings can alter the surgical plan.

یافته های درون جراحی می تواند طرح جراحی را تغییر دهد.

the use of intraoperative ultrasound has increased in recent years.

استفاده از سونوگرافی درون جراحی در سال های اخیر افزایش یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید