introspects

[ایالات متحده]/ˌɪntrəˈspɛkt/
[بریتانیا]/ˌɪntrəˈspɛkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt.vi. برای بررسی افکار و احساسات خود
v. به درون نگاه کردن؛ خوداندیشی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

introspect deeply

بررسی عمیق

introspect frequently

بررسی مکرر

introspect openly

بررسی آشکارا

introspect thoroughly

بررسی کامل

introspect personally

بررسی شخصی

introspect critically

بررسی انتقادی

introspect regularly

بررسی منظم

introspect quietly

بررسی به آرامی

introspect sincerely

بررسی صادقانه

جملات نمونه

it's important to introspect before making big decisions.

قبل از اتخاذ تصمیمات بزرگ، مهم است که خود را درون‌نگری کنید.

she took a moment to introspect on her past experiences.

او لحظه‌ای را صرف خودنگری در مورد تجربیات گذشته خود کرد.

introspect regularly to understand your emotions better.

به طور منظم خود را درون‌نگری کنید تا احساسات خود را بهتر درک کنید.

he needed to introspect to find out what he truly wanted.

او نیاز داشت خود را درون‌نگری کند تا بفهمد واقعاً چه می‌خواهد.

introspecting can lead to personal growth and development.

خودنگری می‌تواند منجر به رشد و توسعه شخصی شود.

during therapy, she learned to introspect effectively.

در طول درمان، او یاد گرفت که به طور مؤثر خود را درون‌نگری کند.

he often introspects to improve his decision-making skills.

او اغلب خود را درون‌نگری می‌کند تا مهارت‌های تصمیم‌گیری خود را بهبود بخشد.

to introspect is to look inward and evaluate oneself.

خودنگری به معنای نگاه کردن به درون و ارزیابی خود است.

many artists introspect to inspire their creative process.

بسیاری از هنرمندان برای الهام بخشیدن به فرآیند خلاقیت خود، خودنگری می‌کنند.

introspecting helps clarify your values and beliefs.

خودنگری به روشن شدن ارزش‌ها و باورهای شما کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید