intumesced

[ایالات متحده]/ˌɪn.tjuːˈmɛs.ɛd/
[بریتانیا]/ˌɪn.təˈmɛs.ɛd/

ترجمه

v. به دلیل گرما گسترش یافته؛ متورم؛ برآمده؛ جوشیده

عبارات و ترکیب‌ها

intumesced material

مواد متورم

intumesced coating

پوشش متورم

intumesced sealant

درزگیر متورم

intumesced foam

فوم متورم

intumesced barrier

سد متورم

intumesced product

محصول متورم

intumesced system

سیستم متورم

intumesced paint

رنگ متورم

intumesced strip

نوار متورم

intumesced insulation

عایق متورم

جملات نمونه

the material intumesced when exposed to high temperatures.

مواد در اثر قرار گرفتن در معرض دمای بالا متورم شد.

fire-resistant coatings intumesced to protect the structure.

روکش‌های مقاوم در برابر آتش برای محافظت از سازه متورم شدند.

during the test, the foam intumesced rapidly.

در طول آزمایش، فوم به سرعت متورم شد.

the sealant intumesced, filling the gaps effectively.

درزگیر متورم شد و به طور موثر شکاف ها را پر کرد.

as the fire spread, the insulation intumesced to create a barrier.

با گسترش آتش، عایق برای ایجاد یک سد متورم شد.

the intumesced layer provided additional fire protection.

لایه متورم شده محافظت بیشتری در برابر آتش فراهم کرد.

intumesced materials are essential in fire safety regulations.

مواد متورم در مقررات ایمنی آتش ضروری هستند.

the intumesced coating prevented smoke from entering the building.

روکش متورم شده از ورود دود به ساختمان جلوگیری کرد.

when heated, the plastic intumesced and expanded significantly.

هنگامی که گرم شد، پلاستیک به طور قابل توجهی متورم و منبسط شد.

the intumesced product met all safety standards.

محصول متورم شده با تمام استانداردهای ایمنی مطابقت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید