invalidism

[ایالات متحده]/ɪnˈvælɪdɪzəm/
[بریتانیا]/ɪnˈvælɪdɪzəm/

ترجمه

n. وضعیت ضعیف یا ناتوانی به دلیل بیماری؛ حالت بیماری یا داشتن یک وضعیت مزمن

عبارات و ترکیب‌ها

invalidism debate

بحث ناتوانی

invalidism theory

نظریه ناتوانی

invalidism rights

حقوق ناتوانی

invalidism perspective

دیدگاه ناتوانی

invalidism issues

مشکلات ناتوانی

invalidism culture

فرهنگ ناتوانی

invalidism policy

سیاست ناتوانی

invalidism movement

جنبش ناتوانی

invalidism advocacy

حمایت از ناتوانی

invalidism representation

بازنمایی ناتوانی

جملات نمونه

invalidism can lead to significant social isolation.

ناتوانی می‌تواند منجر به انزوا اجتماعی قابل توجهی شود.

many people misunderstand the concept of invalidism.

بسیاری از مردم مفهوم ناتوانی را اشتباه متوجه می‌شوند.

invalidism is often associated with negative stereotypes.

ناتوانی اغلب با کلیشه‌های منفی مرتبط است.

education plays a crucial role in combating invalidism.

آموزش نقش مهمی در مبارزه با ناتوانی ایفا می‌کند.

advocacy groups work to raise awareness about invalidism.

گروه‌های مدافع برای افزایش آگاهی در مورد ناتوانی تلاش می‌کنند.

invalidism can affect mental health and well-being.

ناتوانی می‌تواند بر سلامت روان و رفاه تأثیر بگذارد.

people with invalidism often face discrimination.

افرادی که دچار ناتوانی هستند اغلب با تبعیض روبرو می‌شوند.

understanding invalidism is essential for inclusive policies.

درک ناتوانی برای سیاست‌های فراگیر ضروری است.

invalidism should not define a person's abilities.

ناتوانی نباید توانایی‌های یک فرد را تعریف کند.

we must challenge the stigma associated with invalidism.

ما باید با انگ ناتوانی مقابله کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید