| جمع | ironers |
clothes ironer
اتو لباس
steam ironer
اتو بخار
fabric ironer
اتو پارچه
automatic ironer
اتو اتوماتیک
professional ironer
اتو حرفهای
heavy-duty ironer
اتو سنگین
portable ironer
اتو قابل حمل
electric ironer
اتو برقی
industrial ironer
اتو صنعتی
multi-function ironer
اتو چند منظوره
he is known as an ironer of clothes.
او به عنوان یک اتوکارشناس لباس شناخته میشود.
the ironer made the shirt look crisp and neat.
اتوکار پیراهن را تمیز و مرتب کرد.
she bought a new ironer for her laundry room.
او یک اتوکار جدید برای اتاق لباسچیدنی خود خرید.
as an ironer, he takes pride in his work.
به عنوان یک اتوکار، او به کار خود افتخار میکند.
the professional ironer finished the job quickly.
اتوکار حرفهای کار را به سرعت به پایان رساند.
she learned the skills of an ironer from her mother.
او مهارتهای اتوکاری را از مادرش یاد گرفت.
the ironer uses steam to remove wrinkles.
اتوکار از بخار برای از بین بردن چروکها استفاده میکند.
he often helps his wife as an ironer at home.
او اغلب به عنوان یک اتوکار در خانه به همسرش کمک میکند.
the ironer was careful not to burn the fabric.
اتوکار مراقب بود تا پارچه را نسوزاند.
she aspires to be a professional ironer one day.
او آرزو دارد یک روز اتوکار حرفهای شود.
clothes ironer
اتو لباس
steam ironer
اتو بخار
fabric ironer
اتو پارچه
automatic ironer
اتو اتوماتیک
professional ironer
اتو حرفهای
heavy-duty ironer
اتو سنگین
portable ironer
اتو قابل حمل
electric ironer
اتو برقی
industrial ironer
اتو صنعتی
multi-function ironer
اتو چند منظوره
he is known as an ironer of clothes.
او به عنوان یک اتوکارشناس لباس شناخته میشود.
the ironer made the shirt look crisp and neat.
اتوکار پیراهن را تمیز و مرتب کرد.
she bought a new ironer for her laundry room.
او یک اتوکار جدید برای اتاق لباسچیدنی خود خرید.
as an ironer, he takes pride in his work.
به عنوان یک اتوکار، او به کار خود افتخار میکند.
the professional ironer finished the job quickly.
اتوکار حرفهای کار را به سرعت به پایان رساند.
she learned the skills of an ironer from her mother.
او مهارتهای اتوکاری را از مادرش یاد گرفت.
the ironer uses steam to remove wrinkles.
اتوکار از بخار برای از بین بردن چروکها استفاده میکند.
he often helps his wife as an ironer at home.
او اغلب به عنوان یک اتوکار در خانه به همسرش کمک میکند.
the ironer was careful not to burn the fabric.
اتوکار مراقب بود تا پارچه را نسوزاند.
she aspires to be a professional ironer one day.
او آرزو دارد یک روز اتوکار حرفهای شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید