ironer

[ایالات متحده]/ˈaɪənə/
[بریتانیا]/ˈaɪərnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که لباس‌ها را اتو می‌زند؛ شخصی که اتو را کار می‌کند
Word Forms
جمعironers

عبارات و ترکیب‌ها

clothes ironer

اتو لباس

steam ironer

اتو بخار

fabric ironer

اتو پارچه

automatic ironer

اتو اتوماتیک

professional ironer

اتو حرفه‌ای

heavy-duty ironer

اتو سنگین

portable ironer

اتو قابل حمل

electric ironer

اتو برقی

industrial ironer

اتو صنعتی

multi-function ironer

اتو چند منظوره

جملات نمونه

he is known as an ironer of clothes.

او به عنوان یک اتوکارشناس لباس شناخته می‌شود.

the ironer made the shirt look crisp and neat.

اتوکار پیراهن را تمیز و مرتب کرد.

she bought a new ironer for her laundry room.

او یک اتوکار جدید برای اتاق لباسچیدنی خود خرید.

as an ironer, he takes pride in his work.

به عنوان یک اتوکار، او به کار خود افتخار می‌کند.

the professional ironer finished the job quickly.

اتوکار حرفه‌ای کار را به سرعت به پایان رساند.

she learned the skills of an ironer from her mother.

او مهارت‌های اتوکاری را از مادرش یاد گرفت.

the ironer uses steam to remove wrinkles.

اتوکار از بخار برای از بین بردن چروک‌ها استفاده می‌کند.

he often helps his wife as an ironer at home.

او اغلب به عنوان یک اتوکار در خانه به همسرش کمک می‌کند.

the ironer was careful not to burn the fabric.

اتوکار مراقب بود تا پارچه را نسوزاند.

she aspires to be a professional ironer one day.

او آرزو دارد یک روز اتوکار حرفه‌ای شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید